احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥١٢
د ) از فتح مکّه تا رحلت
غزوه فتح مکّه[١]
بعد از پیمان وصلح حُدَیبیّه در سال ششم هجرت،مشرکان مکّه دست به پیمان شکنی زدند و آن صلح نامه را نادیده گرفتند و بعضی از هم پیمانان پیغمبر (ص) را تحت فشار قرار دادند.
همپیمانهای رسول خداm به آن حضرت شکایت کردند. ایشان از این پیمان شکنی سخت ناراحت شد و به همین جهت تصمیم به فتح مکّه را گرفتند.
چرا که در جزیره العرب، مکّه تنها پایگاهی بود که در دست مشرکان و مخالفان اسلام باقی مانده بود و آن را مرکز کارشکنیهای خود قرار داده بودند.
پیامبر (ص) اعلام بسیج عمومی کرد، مسلمانان با شور و هیجان به این اعلام، پاسخ مثبت دادند و طولی نکشید، که ده هزار نفر از مسلمانان مسلّح آماده شدند و روز دهم ماه رمضان سال هشتم هجرت، به سوی مکّه حرکت کردند.
پیامبر (ص) در وسط راه، عمویش عبّاس را دید که از مکّه به عنوان مهاجرت به سوی او میآید.
حضرت به او فرمود: اثاث خود را به مدینه بفرست و خودت با ما بیا، و تو آخرین مهاجری. و سرانجام مسلمانان به سرزمین مَرِّ الظَّهْران،[٢] رسیدند و در آنجا اردو زدند و شبانه آتشهای زیادی برای آماده کردن غذا در آن مکان میافروختند. جمعی از اهل مکّه، این منظره را دیده در حیرت فرو رفتند.
هنوز اخبار حرکت پیامبر اکرمm و لشکر اسلام بر قریش پنهان بود، در این
[١] . در ماه رمضان سال هشتم هجرت واقع گردید.
[٢] . چهار فرسخی مکّه .