احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٠٩
ایران، نجاشی پادشاه حبشه و ...[١].
٨) جنگ خَیْبَر[٢]
قبلاً یادآور شدیم که در سرزمین مدینه، سه گروه از یهود زندگی میکردند: بنی النضیر و بنی قریظه و بنی قینقاع.
هنگامی که رسول خداm به مدینه هجرت فرمود، با آنها پیمان عدم تعرّض بست، ولی آنها هر زمانی فرصت یافتند، از نقض این پیمان فروگذار نکردند، سرانجام به سرنوشت شومی که نتیجۀ اعمال و حرکات ناشایست خود آنها بود دچار شدند. گروهی از آنها اعدام و برخی مانند قبیلههای بنی قینقاع و بنیالنضیر از سرزمین مدینه رانده شدند و در خیبر[٣]، و وادی القُری و یا الذرعات شام سکونت گزیدند.
جرم بزرگی که یهودیان خیبر داشتند، این بود که تمام قبائل عرب را برای کوبیدن اسلام تشویق کردند و سپاه شرک با کمک مالی یهودیان خیبر، در یک روز از نقاط مختلف عربستان حرکت کرده، خود را به پشت مدینه رسانیدند. در نتیجه، جنگ احزاب که شرح آن را خواندید، رُخ داد.
ناجوانمردی یهودیان خیبر، پیامبر (ص) را بر آن داشت که این کانون خطر را برچیند و همه آنها را خلع سلاح نماید. زیرا بیم آن میرفت که این ملّت لجوج و ماجراجو، بار دیگر با صرف هزینههای سنگین، بتپرستان عرب را بر ضدّ مسلمانان برانگیزانند و صحنه نبرد احزاب بار دیگر تکرار شود.
[١] . برای رعایت اختیار به همین اندازه کفایت میکنیم. [رجوع کنید به: قصّه های قرآن ص ٥٠١ ؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص ٤٤٥ به بعد ؛ فروغ ابدیت، ج ٢ ص ٢٠٧ به بعد].
[٢] . این غزوه در ماه محرّم سال هفتم هجرت واقع گردید (تاریخ پیامبر اسلام ص ٤٦٥).
[٣] . خیبر، جلگه وسیع حاصلخیزی است، که در شمال مدینه به فاصله ١٦٥ کیلومتری آن قرار دارد (فروغ ابدیت ،ج ٢ ، ص ٣٣٩).