احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٩٨
به خود جلب نمود.
سپس افزود: موقعیّت شما با احزاب متّفق،(قریشوغطفان) تفاوت دارد، زیرا مدینه مرکز زندگی فرزندان و زنان شما است و تمام ثروت شما در این جا قرار گرفته و به هیچ روی برای شما امکان ندارد، از این نقطه به جای دیگر منتقل شوید، ولی احزاب متّفق، که به جنگ محمّدm آمدهاند، مرکز زندگی و تجارت آنها بیرون از مدینه و دور دست است.
اگر آنان فرصتی به دست آورده و در جنگ پیروز شوند، به هدف خود رسیدهاند و اگر در این راه با شکست مواجه شوند، فوراً از این نقطه کوچ کرده، راه خود را پیش گرفته و به مراکز خود که از تیر رس محمّدm دور است، برمیگردند.
ولی شما فکر کنید، اگر احزاب در این جنگ پیروز نشوند و به مراکز خود بازگشتند، در این صورت شما در چنگال قدرت مسلمانان قرار خواهید گرفت.
من تصوّر میکنم، صلاح در این است اکنون که به احزاب پیوستهاید، در این تصمیم باقی بمانید، ولی برای این که احزاب در اثناء جنگ، شما را تنها نگذارند و به محلّ خود برنگردند، چند نفر از اشراف و سران آنها را، به عنوان گروگان بگیرید، تا در روز سختی، آنها شما را رها نکرده و کار را به پایان برسانند. زیرا آنان ناچارند برای نجات افراد خود، تا آخرین نفس با محمّدm نبرد کنند.
نظر نُعیم، به اتّفاق آراء تصویب گردید و او مطمئن شد که سخن وی در دل آنها کاملاً مؤثّر افتاد. سپس از قلعه آنها بیرون آمد و به اردوگاه احزاب رفت. او با سران قریش سوابق دوستی داشت، با آنها تماس گرفت و چنین گفت: بنی قریظه از شکستن پیمان خود با محمّدm سخت نادم و پشیمانند و اکنون به طرزی میخواهند آن را جبران کنند، آنان تصمیم گرفتهاند چند نفر از اشراف شما را گروگان بگیرند و تحویل محمّدm دهند و از این راه صداقت خود را تثبیت