احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٧٢
رسم قریش بر این بود، که محصولات کشاورزی و صنایع دستی خود را با شامیان مبادله میکردند و دسترسی به شام جز از راه یثرب ( مدینه ) برای آنها ممکن نبود.
یکی از نخستین راههایی که پیامبر (ص) برای جلوگیری از نفوذ کفّار، چارهاندیشی کرد، بستن راه تجارت برون مرزی آنها و مصادرۀ اموالشان بود و این عمل سبب ضعف قدرت مالی آنها میشود که در صحنههای دیگر میتوانست باعث شکست آنها گردد.
در این راستا تهاجماتی صورت گرفت،[١]که ما به برخی از آنها که در قرآن بیان شده اشاره میکنیم:
١) جنگ بدر
یکی از حادثههایی که در سال دوم هجرت[٢]، (هفده یا نوزده ماه رمضان)
[١] . در این هجومها به دشمن، بعضی مواقع خود رسول خداm همراه سپاه حضور داشت و شخصاً فرماندهی آنها را به عهده داشت و آن را رهبری میکرد، که اینگونه هجوم به دشمن را «غَزْوَه» میگفتند.
و در بعضی جنگها خود حضرت شرکت نداشت، بلکه برای آنان سرپرستی معین مینمود و آنها را به مقصدی اعزام میکرد، که او را «سَرِیْه» میگویند. تعداد غَزَوات پیامبر (ص) را بیست و هفت و یا بیست و شش غزوه نوشتهاند و جهت اختلاف این است که عدّهای «غزوۀ خیبر و وادی القُری» که به دنبال هم رخ دادهاند، یکی دانسته و عدّهای دیگر، این دو غزوه را جداگانه ذکر کردهاند. در نُه غزوه، پیامبر (ص) خود در آنها جنگید. و در تعداد سرایا نیز اختلاف است، مورّخان آنها را (٣٥، ٣٦، ٤٨، ٦٦ سَریّه) ذکر کردهاند، علت این اختلاف آن است که برخی از سریّهها به سبب کمی افراد به شمارش نیامده.
[برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به منابع زیرکه عبارتند از: طبقات ،ج ٢ ،ص ٥؛مروّج الذهب،ج ٢،ص ٢٨٧ به بعد؛ سیره النّبی،ج ٢، ص ٢٢٣ ؛تاریخ پیامبر اسلام ص ٢١٩ به بعد].
[٢] . در سال دوم هجرت حوادث عظیم و چشمگیری اتّفاق افتاد ازجمله: «جنگ بدر، وجوب روزه ماه رمضان و زکات مال و زکات فطره، مقرر شدن نماز عیدفطر و قربان، دستور قربانی کردن، ازدواج علی و فاطمه علیه السلام و تغییر قبله که در هفدمین ماه (یا هیجدهمین ماه) پس از هجرت صورت گرفت، پیامبر سیزده سال تمام در مکّه به سوی بیتالمقدّس نماز میخواند، تا اینکه دستور آمد، قبله مسلمانان از این به بعد کعبه است و در اواقات نماز باید متوجّه مسجدالحرام گردند» [رک: تاریخ پیامبر اسلام، ص ٢١٨؛طبقات ،ج ١،ص ٢٤١ ؛سیره ابن هشام ،ج ١، ص ٦٠٦ ؛ تاریخ کامل ،ج ٢ ،ص ٨٠ ؛ فروغ ابدیت، ج ١ ص ٤٨٣ ؛بحارالانوار،ج ٤٣،ص٧٩ به بعد؛ تفسیر نمونه ،ج ١ ،ص ٤٧٩؛٤٩٤].