احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٦١
مخالفان، توطئهای برای قتل من چیده شده، و من باید به یثرب مهاجرت کنم.
در این هنگام پیامبر (ص) تصمیم گرفت که از خانه بیرون رود، دشمن اطراف خانه را در محاصره داشت و کاملاً مراقب اوضاع بود.
رسول خداm مشتی از خاک برگرفت و بر آنان میپاشید و آیه های (اوّل سوره یس) را تلاوت میکرد و بیآنکه او را ببینند از میان آنان گذشت،[١] و خاک بر سران، هنوز از شکاف در به خانه نگاه میکردند.
وضع خانه را عادی دیده و گمان میکردند کسی که در خوابگاه پیامبر (ص) خوابیده است، خود اوست، تا کسی آمد و گفت: به انتظار کی هستید؟
گفتند: در کمین محمّدm نشستهایم.
گفت: به خدا قسم! که محمّد رفت و راه خود را پیش گرفت، مگر نمیبینید که خاک بر سر شدهاید.
امّا آن خاک برسرها،همچنان به خانۀ رسول خداm سرمیکشیدند و علی علیه السلام را که به جای وی خوابیده بود،[٢] نگاه میکردند و میگفتند:
[١] . البته در اینکه چگونه دائره محاصره را شکست، که مأموران متوجّه نشدند، روایات مختلف است:
برخی گویند هنگام خروج پیامبر (ص) از خانه، تمام آنها خوابیده بودند و منتظر بودند که بامدادان در هوای روشن به خانه رسول اکرمm هجوم ببرند، تا بنیهاشم ببینند که قاتل او یک نفر مشخّص نیست، و تصوّر نمیکردند که پیامبر (ص) از نقشه آنها با اطلاع باشد.
و مورّخان دیگر تصریح کردهاند که آنها تا لحظهای که به خانۀ پیامبر (ص) حمله بردند، بیدار بودند و رسول خداm از روی کرامت و اعجاز از خانه بیرون آمد، که آنها متوجّه نشدند. (تاریخ طبری ،ج ٢ ، ص ١٠٠).
[٢] . جریان خوابیدن علی علیه السلام در بستر پیغمبر به تواتر ثابت شده است. (شرح نهج البلاغه ، ج ٣ ، ص ٣٧٠ ؛ الغدیر ،ج ٢ ، ص ٤٤) و در آن شب تاریخی که لیله المبیت نامیده شده است، آیه ٢٠٧ سوره بقره نازل شد. (تاریخ یعقوبی ، ج ٢، ص ٢٣ به بعد).