احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٥٨
نخستین پیمان اسلامی بسته شد.[١]
این دوازده نفر پس از بیعت، با دلی لبریز از ایمان به سوی یثرب برگشتند و به فعّالیّت زیادی پرداختند و نامهای به پیامبر (ص) نوشتند: که برای آنان مُبلّغی بفرستد تا به آنها قرآن تعلیم دهد. پیامبر (ص) «مُصْعَب بن عُمَیر» را، برای تعلیم و تربیت آنان فرستاد و در پرتو تبلیغات و تعلیمات این مبلّغ توانا، مسلمانان در غیاب پیامبر (ص) دور هم جمع میشدند و اقامه جماعت میکردند.
شوروهیجان عجیبی در مسلمانان یثرب حکمفرما بود، آنان دقیقه شماری میکردند، که بار دیگر موسم حجّ فرا رسد تا در ضمن برگزاری مراسم حجّ، پیامبر (ص) را از نزدیک زیارت کنند.
تا اینکه موسم حجّ سال بعد (سال سیزدهم بعثت) فرا رسید و کاروان حجّ شهر یثرب، که بالغ بر پانصد نفر بود حرکت کرد. در میان کاروان هفتاد و سه نفر مسلمان که دو نفر از آنها زن بودند، وجود داشت و بقیّه بیطرف یا متمایل به اسلام بودند.
گروه مزبور در مکّه با پیامبر (ص) ملاقات نمودند و برای انجام دادن مراسم بیعت وقت خواستند، پیامبر (ص) فرمود: محلّ ملاقات، مِنی است. هنگامی که در شب سیزده ذی الحجّه، دیدگان مردم در خواب فرو میرود، در پایان عقبه مِنی به گفتگو بنشینیم.
شب سیزدهم فرا رسید، رسول گرامیm پیش از همه با عموی خود عبّاس بن عبدالمُطَّلب در عقبه حاضر شدند. پاسی از شب گذشت، دیدگان مشرکان عرب به خواب رفته بود. مسلمانان یکی پس از دیگری از جای خود بلند شدند
[١] . متن پیمان آنها این بود که: «به خدا شرک نورزیم، دزدی و زنا نکنیم، فرزندان خود را نکشیم، به یکدیگر تهمت نزنیم، کار زشت انجام ندهیم و در کارهای نیک نافرمانی نکنیم». (فروغ ابدیت ،ج ١ ،ص ٤٠٦).