احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٥٥
جماعت پیامبر (ص) بود.
سپس ازآنجا سفرآسمانی پیامبر شروع شد،[١]و آسمانهای هفتگانه را یکی پس از دیگری پیمود و در هر آسمان با صحنههای تازهای روبرو شد، با پیامبران و فرشتگان و در بعضی از آسمانها با دوزخ یا دوزخیان و در بعضی با بهشت و بهشتیان، برخورد کرد.
پیامبر (ص) از هریک از آنها، خاطرههای پرارزش و بسیار آموزنده در روح پاک خود ذخیره فرمود و عجائبی مشاهده کرد، که هر کدام از سرّی از اسرار عالم هستی بود. (و پس از بازگشت، این ها را با صراحت و گاه با زبان کنایه و مثال، برای آگاهی امّت در فرصت های مناسب شرح میداد و برای تعلیم و تربیت از آن استفاده فراوان میفرمود).
سرانجام به هفتمین آسمان رسید و در آنجا حجابهایی از نور مشاهده کرد، همانجا که «سدره المنتهی» و «جنّه المأوی» قرار داشت و پیامبر (ص) درآن جهانِ سراسر نور و روشنایی به اوج شهود باطنی، قرب الی الله و مقام «قابَ قَوْسَیْنِ اَو اَدْنی» رسید.
خداوند در این سفر او را مخاطب ساخته و دستورات بسیار مهم و سخنان فراوانی به او فرمود، که مجموعهای از آن، امروز در روایات اسلامی به صورت احادیث قدسی، برای ما به یادگار مانده و ... سپس، بعداز مشاهده آثار عظمت خدا، همان شب به مکّه بازگشت.[٢]
[١] . در سوره نجم طی شش آیه از (١٣ تا ١٨) قسمت دوم معراج را (یعنی سیر آسمانی) بیان میکند، خلاصه مفاد این ٦ آیه، این است که: پیامبر برای دومین بار فرشته وحی (جبرئیل) را به صورت اصلی مشاهده و ملاقات کرد (مرتبه اوّل در آغاز نزول وحی در کوه حِراء بود)، این ملاقات در نزد بهشت جاویدان صورت گرفت، پیغمبر در مشاهده این منظره دچار خطا و اشتباه نشد، آیات و نشانههای بزرگی از عظمت خدا مشاهده کرد.
[٢] . رک: تفسیر نمونه ، ج ١٢ ، ص ١١و ج ٢٢ ،ص ٥٠١ به بعد ؛ بحارالانوار ،ج ١٨ ، ص ٢٨٢-٤١٠ ؛ تفسیرالمیزان ،ج ١٣ ،ص ٢٩.