احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٥٤
پیامبر (ص) در آن مجلس روبه سران کرد و گفت: من از شما فقط یک چیز بیشتر نمیخواهم و آن اینکه گواهی به یگانگی خدا دهید و اطاعت بتان را از گردنتان باز کنید. این کلمه را گفت و ابداً از نماز و فروع دیگر سخن به میان نیاورد و این خود گواه بر این است که در آن روز، نماز واجب نشده بود و ...
علاوه بر این، تاریخ نویسان کیفیّت اسلام آوردن گروهی را که چندی پیش از هجرت به وقوع پیوسته است، ذکر نمودهاند و پیامبر گرامیm فقط به تعلیم شهادتین اکتفا فرمود و سخن از نماز به میان نیاورده است ...
و اینکه در بسیاری از روایات وارد شده که امیرمؤمنان علیه السلام سه سال قبل از بعثت با پیامبر نماز خوانده و بعداً نیز ادامه داشت، منظور از آن، این نمازهای محدود و مشروط و موقّت نبوده، بلکه عبادت مخصوص و غیرمحدود بوده است.
در اینکه کیفیّت معراج پیامبر (ص) چگونه بوده است؟ آیا جسمانی بوده یا روحانی؟ مورد بحث و گفتگو است، ولی صریح قرآن و روایات گواهی قطعی بر جسمانی بودن آن میدهد. [١]
و امّا خلاص داستان معراج
مشهورومعروف درمیان دانشمندان اسلام، این است که پیامبر (ص) به هنگامی که درمکّه بود، در یک شب (در بیداری) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی در بیت المقدّس به قدرت پروردگار آمد.[٢]
آنطور که از روایات استفاده میشود، رسول خداm در اثناء راه، به اتّفاق جبرئیل علیه السلام در سرزمین مدینه نزول کرد و در آنجا نماز گزارد و نیز در مسجدالْاَقصی با حضور ارواح انبیای بزرگ مانند ابراهیموموسیو عیسیoنمازگزارد وامام
[١] . تاريخ پيامبر اسلام،ص ١٦٠ ؛ مجمع البيان ، ج٣ ، ص ٣٩٥.
[٢] . در سوره اسراء/١. تنها بخش اوّل این سفر را بیان میکند، یعنی سیر از مکّه ومسجدالحرام به مسجداقصی و بیتالمقدّس.