احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٤٤
اذیّت و آزار پیامبر (ص) و مؤمنین
وقتی رسول خداm سران قریش را از پذیرفته شدن هرگونه پیشنهاد مأیوس نمود و آنها دیدند همۀ نقشههایشان، نقش بر آب شد و هر روز بر تعداد مسلمانان افزوده میشود، ناچار شدند که برنامه را عوض نمایند و از نفوذ آیین محمّدm، به هر قیمتی که شده جلوگیری کنند و در این راه از هر وسیلهای استفاده نمایند.
از این رو سران قریش به اتّفاق آراء، رأی دادند که با مسخره و استهزاء، آزار و اذیّت، تهدید و ارعاب، او را از ادامه کار باز دارند. لذا به ناسزاگویی پیامبر (ص) پرداخته و اراذل و اوباش را وادار میکردند، تا به آن حضرت و پیروانش اهانت کنند و از این ناحیه به آنان ضرر و آسیب فراوان میرسید.
پیامبر (ص) فرمود: هیچ پیامبری در راه خدا، به اندازه من، اذیّت و آزار ندید. از کسانی که بیشتر به آزار و اذیّت رسول خداm میپرداختند، ابولهب و همسرش امّ جمیل بود.[١]
[١] . وی دختر حرب بن امیّه بن عبد شمس و همسر ابولهب عموی پیامبر (ص) است، نام اصلی او «عوراء» و کنیهاش امّ جمیل است. سورۀ مسد دربارۀ او و همسرش ابولهب نازل شده و آیۀ چهارم همین سوره او را با لقب حمّاله الحطب خطاب میکند.
شیخ طریحی گوید: به این جهت او را حمّاله الحطب گویند که او با سخن چینی و به هم زدن جامعۀ اسلامی مثل هیزم آتش اختلاف را شعلهورتر میساخت و فتنهها را به پا مینمود. وی از دشمنان سرسخت پیامبر (ص) و اصحاب آن حضرت بود، او در اثر بغض و کینه به پیامبر اسلامm و آئین پاک او، از بیابان خارهای تیز مغیلان را به دوش میگرفت و به کوچهها و مسیر راه پیامبر (ص) میریخت تا هنگام راه رفتن آن حضرت و گروندگان به اسلام پای آنان مجروح گردد، روزی برای حمل خار مغیلان به صحرا رفته بود، او پس از بستن و آماده کردن، آن را روی سنگ بزرگی گذاشت. ناگاه هنگام حمل آن، طناب به گلویش پیچید و در دم خفه شد و در مسیر گناه و آزار مسلمانان به درک واصل شد. (رک: تفسیر نمونه ، ج ٢٧ ، ص ٤٢٠ ؛ مجمع البحرین ،ج ١ ، ص ٥٧٥ ، سفینه البحار ،ج ١ ، ص ١٨١؛شرح نهج البلاغه ،ج ١١،ص ٢٥٠).