احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٣٩
باشد؟ وقتی سخنان آن حضرت به این نقطه رسید، سکوت مطلق مجلس را فرا گرفت، دعوت شدگان در فکر فرو رفتند.
ناگهان علی علیه السلام برخاست و گفت: «ای رسول خدا! من تو را یاری میکنم». رسول خداm به او فرمود: بنشین. سپس گفتار خود را تا سه بار تکرار نمود، جز همان جوان (علی علیه السلام ) کسی پرسش او را پاسخ نگفت، در این هنگام رو به خویشاوندان نمود و فرمود: مردم! این (علی) برادر و وصیّ و جانشین من در میان شماست، به سخنان او گوش دهید و از او پیروی کنید.
در این هنگام مجلس پایان یافت، در حالی که هر کسی سخنی در ردّ پیامبر (ص) میگفت. ابولهب در میان جمع تحریک شده، به طور استهزاءآمیز به ابوطالب علیه السلام رو کرد و گفت: محمّدm، پسرت علی علیه السلام را بزرگ تو قرار داد و دستور داد از او پیروی کنید. [١]
پیامبر گرامی اسلامm پس از دعوت خویشاوندان، با نزول آیه های «فَاصْدَعْ بِمَاتُؤْمَرُوَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ. إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ».[٢]
دستور یافت تا یکباره دعوت خویش را علنی و عمومی سازد و از آزار مشرکان نهراسد و کارشان را به خدا واگذارد.
لذا روزی در کنار کوه صفا[٣] روی سنگ بلندی قرار گرفت و با صدای بلند گفت: یا صَباحاهُ (عرب این کلمه را به جای زنگ خطر به کار میبرد و گزارشهای وحشتآمیز را نوعاً با این کلمه آغاز میکند).
[١] . فروغ ابديت ، ج١ ، ص ٢٥٧.
[٢] . سوره حجر/ ٩٤، ٩٥.
[٣] . این کوه در شرق مسجدالحرام، دامنه کوه ابوقبیس قرارگرفته است که سرآغاز و مبدأ سعی است.