احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٣٧
او از آنجا که اُمّی و درس نخوانده بود، پاسخ داد: که من توانایی خواندن ندارم. فرشته وحی او را سخت فشرد، سپس درخواست خواندن کرد. و همان جواب را شنید. فرشته بار دیگر او را سخت فشار داد، این عمل سه بار تکرار شد و پس از فشار سوم او را رها کرد و گفت: اِقْرَءْ؛ بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، کسی که انسان را از خون بسته خلق کرد، بخوان و پروردگار تو گرامی است، آنکه به وسیله قلم تعلیم داد و به انسان آنچه را نمیدانست آموخت.[١]
جبرئیل علیه السلام مأموریت خود را انجام داد و پیامبر (ص) نیز پس از نزول وحی، از کوه «حراء» پائین آمد و به سوی خانه خود بازگشت و بر همسرش خدیجهO وارد شد و به او فرمود: مرا بپوشانید و جامهای بر من بیفکنید تا استراحت کنم.[٢]
آن حضرت در بستر آرمیده بود که آیات آغاز سوره مُدَّثر توسط جبرئیل بر وی نازل گردید: ای در بستر خواب آرمیده، برخیز و مردم را هشدار ده، و پروردگارت را بزرگ بشمار و لباست را پاک کن و از پلیدیها بپرهیز، و منّت مگذار و فزونی مطلب، و به خاطر پروردگارت مقاومت کن.[٣]
آغاز دعوت پیامبر (ص)
دعوت رسول خداm و انذاری که در آغاز سوره مدّثر بدان مأمور گشت، از محیط خانه و زندگی خود وی شروع شد و نخست همسرش خدیجهO ایمان آورد و رسالت وی را تصدیق کرد و سپس در همین محیط خانوادگی علی بن ابیطالب علیه السلام به وی ایمان آورد و در آنچه از جانب خدا میآورد تصدیقش میکردند.
[١] . سوره علق/ ١-٥.
[٢] . سیره النّبی ،ج ١، ص ٢٥٤ ؛ طبقات ،ج ١، ص ١٩٤؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص ٧٦ به بعد.
[٣] . سوره مدّثر/ ١-٧ ؛ مجمع البیان ، ج١٠ ، ص ٢٤١.