احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٣٦
ب) از بعثت تا هجرت
آغاز بعثت حضرت محمّد (ص)
رسول خداm هر سال مدّتی در کوه «حِراء»،[١] به عُزلت و تنهایی میگذراند و پیش از رسیدن وحی، خوابهای صادق فراوانی می دید و خلوت و تنهایی را بیش از هر چیز دوست میداشت و در درّههای مکّه به هر سنگ و درختی که گذر میکرد، درود «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ الله» میشنید و چون به راست و چپ و پشت سر مینگریست، چیزی جز درخت و سنگ نمیدید.
در حالی که به چهل سالگی رسیده بود، طبق عادتی که داشت به کوه «حِراء» میرفت، در روز بیست و هفت ماه رجب،[٢] در فراز کوه که به عبادت و مناجات با خدا مشغول بود، ناگاه جبرئیل امین به فرمان خدای متعال نزد وی آمد و گفت: اِقْرَءْ، بخوان!
[١] . «غار حراء» در کوهی به ارتفاع ٢٠٠ متر از سطح دریا به نام «جبل النّور»، «جبل القرآن»، «جبل الاسلام» در شمال شرقی مکّه در مسیر «عرفات» واقع شده، مساحت آن حدود ٢ مترمربع که تنها برای نشستن ٤ نفر گنجایش دارد و ارتفاع آن به اندازۀ قامت یک انسان معمولی است.
این کوه یکی از کوههای مقدّس مکّه به حساب میآید که رسول خداm در ایام خاص به ویژه ماه مبارک رمضان در «غارِ حرا» به خودسازی و عبادت خدا میپرداخت و سرانجام در همانجا به پیامبری مبعوث شد و آیاتی از اوّل سورۀ علق را دریافت کرد... به نوشته «ازرقی» در همین غار، «جبرئیل» رسول خدا را مأمور کرد سلام او و خدای سبحان را به حضرت خدیجه ابلاغ کند! همچنین امیرالمؤمنین علی علیه السلام در همین غار،کنار پیامبر، نور رسالت را در پیشانی آن حضرت متوجه شد و صدای جبرئیل و پیک وحی را میشنید در حالی که در دوران کودکی به سر میبرد! این غار که حدود ٤٠ متر تا قلّه کوه فاصله دارد، ورودیاش از شمال است و به هنگام نماز خواندن دقیقاً روبه کعبه میباشد. و شاید به همین جهت رسول خداm آن را برای عبادت و نیایش انتخاب کرده بود. (با هم به حج و عمره، ص ١٨٣)
[٢] . گویند بعثت رسول خداm در سال بیستم پادشاهی خسروپرویز بوده است. (مروج الذهب ، ج٢ ، ص٢٨٢).