احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٣٤
را در جایش قرار دهند، اشراف و بزرگان آنان دربارۀ شخصی که آن را در جای خود قرار دهد به اختلاف پرداختند و هر طایفهای میخواست افتخار نصب «حجرالأسود» نصیب آنها گردد.[١]
در این خصوص بحث و مشاجره در گرفت و چیزی نمانده بود که آتش جنگ میان آنان شعلهور گردد، تا اینکه اَبُو اُمَیَّة بن مغیره پدر اُمَّ سَلَمه، که در آن روز از همه رجال قریش پیرتر بود گفت: ای مردم با یکدیگر اختلاف نورزید و کسی را که حکم و داوری او را قبول دارید، میان خود حَکَم قرار دهید.
آنان هم گفتند: بنابراین قضیّه را به نخستین کسی که وارد مسجد میشود، موکول میکنیم و نخستین شخصی که وارد شد حضرت محمّد (ص) بود. همه آنان به جهت امانتداری و راستگویی و هوشمندی که در وی سراغ داشتند پذیرفتند، و اظهار داشتند: این شخص محمّد امینm است و ما به حَکَمیّت او راضی هستیم.
[١] . «حجرالاسود» سنگ سیاه رنگی است متمایل به سرخی، به شکل بیضی به قطر سی سانتی متر در پوششی از نقره که در رکن شرقی کعبه به ارتفاع یک متر و نیم از زمین قرار گرفته است. این سنگ گوهری است ارزشمند که به همراه حضرت آدم علیه السلام از بهشت آمده (کافی، ج ٤، ص ١٨٤).
حجرالاسود در طول تاریخ همواره مورد احترام بوده و «استلام» و بوسیدن آن در اوقات بدون ازدحام مستحب میباشد. به این جهت پیامبر اسلام آن را زیارت میکرد و امام صادقm میفرمایند: در هر طواف (در صورت امکان، بوسیدن حَجَر به هنگام شروع و پایان آن، مطلوب است. (کافی، ج ٤، ص ٤٠٤) و آن چنان ارزش دارد که شروع طواف و ختم آن باید از «رکن حجرالاسود» انجام شود. از سوی دیگر در قرآن مجید نسبت به «بیت الحرام» و کعبۀ مقدّس «آیات و بیّنات» ذکر شده (سوره آل عمران/ ٩٧) و به بیان امام ششم یکی از آنها «حجرالاسود» میباشد. (کافی، ج ٤، ص ٢٢٣) به این جهت این گوهر گرانمایه در لسان روایات «یمين الله» توصیف گردیده و بوسیدن آن در حکم بیعت با خدا و بوسیدن دست خداوندی است. (علل الشرایع، ص ٤٢٦ ). ناگفته نماند که خدا جسم نیست تا دست داشته باشد، بلکه مراد از دست خدا، پذیرش احکام الهی و تعهّد به تکالیف بندگی است.