احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٠٦
حواریّون گفتند: مامیخواهیم ازآن غذا بخوریم، تا قلبمان سرشار از اطمینان و یقین گردد و به روشنی بدانیم که آنچه به ما گفتهای راست است و بر آن گواهی میدهیم.
هنگامی که عیسی علیه السلام از حُسن نیّت آنها آگاه شد، به خدا عرض کرد: خدایا! مائدهای (سفرهای از غذا) از آسمان برای ما بفرست، تا عیدی برای اوّل و آخر ما باشد و نشانهای از جانب تو محسوب شود و به ما روزی ده که تو بهترین روزی دهندگان هستی.
خداوند به عیسی علیه السلام وحی کرد: من این غذا را برایتان نازل میکنم، ولی از این به بعد، اگر کسی از شما کفر ورزد، او را چنان عذاب میکنم، که هیچ کس را آن گونه عذاب نکرده باشم.[١] مائده نازل شد و در میان آن، چند قرص نان و چند ماهی بوده و چون مائده در روز «یکشنبه» نازل شد، مسیحیان آن روز را روز عید نامیدند.[٢]
خداوند این چنین عیسی علیه السلام را با آن معجزات روشن، مورد تأیید قرار داد تا زبان یاوهگویان را بسته و در دل اهل تردید اطمینان و یقین به وجود آورد، ولی یهودیانی که عیسی علیه السلام میان آنان برانگیخته شده بود، افرادی سخت دل بودند، لذا به مخالفت او برخواستند و مردم را از شنیدن دعوت و رسالت او بازداشته و بر ضدّ او به توطئهگری میپرداختند.
وقتی نقشههای آنان بینتیجه ماند، به فکر افتادند تا توطئه قتل آن بزرگ مرد را فراهم سازند، آنها برای اجرای اهداف شوم خود، قیصر روم را تحریک کردند و به او گفتند: اگر این وضع ادامه یابد، سلطنت تو واژگون خواهد شد، برای حفظ سلطنت خود چارهای جز کشتن عیسی نداری.
[١] . اقتباس از سوره مائده/ ١١٢-١١٥.
[٢] . حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ٤١٨.