احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٩٦
روايت چهل و نهم
قصه زندگي حضرت عُزیر علیه السلام
سرگذشت حضرت عُزیر علیه السلام
عُزیر یکی از پیامبران الهی بوده، که نام مبارکش یک بار در قرآن آمده است.[١]
در کلام خدا راجع به هویّت عُزیر علیه السلام مطلبی نیامده است، امّا داستانی در قرآن[٢]، راجع به مرگ صد سالۀ شخصی و زنده شدن او بعد از صد سال، آمده که طبق برخی روایات، این شخص همان عُزیر پیامبر علیه السلام بوده است.[٣]
پدر و مادر عُزیر در منطقه بیتالمقدّس زندگی میکردند، خداوند دو پسر دوقلو به آنها داد و آنها نام یکی را «عُزیر علیه السلام » و نام دیگری را «عَزْرَه» گذاشتند.[٤]
عُزیر علیه السلام وعَزره با هم بزرگ شدند،تا به سنّ سیسالگی رسیدند، عُزیر علیه السلام ازدواج کرده بود و همسرش حامله بود، که بعدها پسری از او به دنیا آمد.
عُزیر علیه السلام در این ایّام (که سی سال از عمرش گذشته بود) به قصد سفر از خانه بیرون آمد و با اهل خانه و بستگانش خداحافظی کرد و سوار بر الاغ شد و اندکی انجیر و آب و میوه همراه خود برداشت، تا در سفر از آن استفاده کند.
به سفر خود ادامه داد تا به یک آبادی رسید، آن آبادی به شکل وحشتناکی درهم ریخته و ویران شده بود و اجساد و استخوانهای پوسیدۀ ساکنان آن به چشم میخورد.
[١] . سوره توبه/ ٣٠.
[٢] . سوره بقره/ ٢٩٥.
[٣] . مجمع البیان ، ج ٢ ، ص ٦٣٩ ؛گرچه بعضی آن شخص را ارمیاء یا خضر دانستهاند.
[٤] . برخی گویند یک پسر و دختر که نام پسر، «عُزیر» و خواهرش «عَزرَه» میباشد، (تفسیر قمی ، ج ١ ، ص ٩٩).