احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٩١
روايت چهل و هفتم
قصه زندگي برصیصای عابد
سرگذشت حيرت انگيز عابد بني اسرائيل
در قرآن بطور صریح، نامی از «برصیصای عابد» به میان نیامده است، خداوند در قرآن،[١] در مورد پیمان شکنی منافقان و تنها گذاردن دوستان خود در لحظات سخت و حساس، مَثَلی بیان فرموده و آنان را به شیطان تشبیه نموده است.
لذا دربارۀ این انسانی که شیطان به او گفت: کافر شو تا مشکلات تو را حلّ کنم، نامش کیست و چه کسی بود؟ میان مفسّران اختلاف نظر است.
امّا اکثراً معتقدند که آن شخص برصیصای عابد بوده و در ذیل آن آیه، جمعی از مفسّرین و محدّثین، داستان برصیصای عابد را ذکر کردهاند که چنین است:
در میان بنیاسرائیل، عابدی بود به نام برصیصا که سال های بسیار به عبادت خدا اشتغال داشت و آنچنان در پیشگاه خدا، دارای مقام و منزلت شد، که بیماران روانی را نزد او میآوردند و با دعای او شفا مییافتند.
روزی زن جوانی از یک خانواده با شخصیّت، که بیماری روانی پیدا کرده بود، بوسیله برادرانش نزد او آوردند و بنا شد مدّتی در آنجا بماند تا شفا یابد.
شیطان وسوسهگر در آنجا ظاهر شد و آنقدر آن زن را در نظر برصیصا زینت داد که او فریفته شد و به او تجاوز کرد! چیزی نگذشت که معلوم شد آن زن باردار شده، برصیصا از ترس اینکه آبرویش برود، باز گول شیطان را خورد و آن زن را به قتل رسانید و در گوشهای از بیابان، جنازهاش را دفن کرد.
[١] . سوره حشر/ ١٦، ١٧.