احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٧٥
روايت چهل و دوم
قصه زندگي اصحاب الجنّه
سرگذشت «صاحبان باغ سرسبز»
سرگذشت اصحاب الجنّه در قرآن مجید در ضمن هفده آیه ذکر گردیده،[١] امّا اینکه این باغ کجا بود؟ و در چه زمانی این اتّفاق افتاده است، میان مفسّران اختلاف نظر است:
ولی معروف و مشهور این است که در زمان های گذشتۀ قبل از اسلام، در کشور یمن[٢]، حدود چهار فرسخی شهر صنعا (پایتخت فعلی یمن)،روستایی بنام «صروان یا ضروان»وجودداشته که پیرمردی مؤمن در آنجا باغی داشت، بسیار عالی و پر درخت.
این مرد خداشناس و سخاوتمند. به قدری به فقرا و نیازمندان توجّه داشت که از محصول آن باغ، به اندازۀ نیاز خود برمیداشت و بقیّه را در بین نیازمندان تقسیم میکرد.
نیازمندان همواره دعاگوی او بودند و آن باغ سال به سال رونق بیشتری داشت و مستمندان عادت کرده بودند که در فصل چیدن محصول به آن باغ بروند و حقّ خود را از صاحبش بگیرند. صاحب باغ نیز با کمال خوشرویی دست خالیِ آنها را پر میکرد.
[١] . سوره قلم/ ١٦-٣٣.
[٢] . علامه طباطبایی(ره) به این نکته نیز اشاره دارد که: صاحبان باغ را یمنی میداند (المیزان ، ج ٣٩ ، ترجمه ، ص ٦١) ؛ ولی در ص ٧٣ همان کتاب گوید: روایاتی دیگر رسیده و در بعضی از آنها آمده که باغ مورد بحث، از مردی از بنیاسرائیل بوده که بعد از مردنش، پسرانش آن را به ارث بردند و بعد دچار این سرنوشت شدند.