احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٧٢
ابرهه سخت خشمگین شد و تصمیم گرفت خانۀ کعبه را به کلّی ویران سازد، تا هم انتقام گرفته باشد و هم عرب را متوجّه معبد جدید کند. با لشکر عظیمی که بعضی از سوارانش از «فیل»،[١] استفاده میکردند عازم مکّه شد.
هنگامی که نزدیک مکّه رسید کسانی را فرستاد، تا شتران و اموال اهل مکّهرابهغارتآورندودراینمیاندویستشتراز عبدالمُطَّلب علیه السلام ،[٢] غارت شد.
ابرهه کسی را به داخل شهر مکّه فرستاد و به او گفت: بزرگ مکّه را پیداکند و به او بگوید، «ابرهه» پادشاه یمن میگوید: من برای جنگ نیامدهام، تنها برای این آمدهام که این خانه کعبه را خراب کنم، اگر شما دست به جنگ نبرید نیازی به ریختن خونتان ندارم!
فرستادۀ ابرهه وارد مکّه شد و از رئیس و شریف مکّه جستجو کرد، همه عبدالمُطَّلب علیه السلام را به او نشان دادند، ماجرا را نزد عبدالمُطَّلب علیه السلام بازگو کرد.
او نیز گفت: ما توانایی مقابله با شما را نداریم، ولی خانه کعبه را خداوند خودش حفظ میکند.
فرستادۀ ابرهه به عبدالمُطَّلب علیه السلام گفت: باید با من نزد او بیایی، هنگامی که عبدالمُطَّلب علیه السلام وارد بر ابرهه شد، او سخت تحت تأثیر قامت بلند و قیافۀ جذاب واُبُهَّتْ فوق العادّۀ عبدالمُطَّلب علیه السلام قرار گرفت، تا آنجا که ابرهه، برای احترام او از جا برخاست و روی زمین نشست و عبدالمُطَّلب علیه السلام را در کنار خود جای داد، زیرا نمیخواست او را روی تخت در کنار خود بنشاند.
[١] . تعدادفیلها را بعضی همان فیل معروف ابرهه بنام «محمود» و بعضی هشت فیل و بعضی ده فیل و گروهي دوازده فیل نوشتهاند (تفسیر نمونه ،ج ٢٧، ص ٣٣٤).
[٢] . جدّ پیامبر اسلامm.