احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٦٤
ابتدا پدرش زکریّا علیه السلام با خواسته اومخالفت ورزید چرا که عقیده داشت، او هنوز بسیار خردسال است، امّا یحیی علیه السلام از پدرش پرسید: آیا کسانی کوچکتر از من، دیده از این جهان فرو نبستهاند؟حضرت زکریّا علیه السلام که شوق فرزندش را دید از همسرش خواست، تا برای او لباسی همانند رهبانان تهیّه نماید،مدّتی از عبادت یحیی علیه السلام در بیت المقدّس گذشت، تا آنکه از شدّت عبادت و شب زندهداری به استخوان پارهای تبدیل گشت ...[١]
یحیی علیه السلام شهید راه امر به معروف و نهی از منکر
قرآن مجید درباره شهادت یحیی علیه السلام چیزی نگفته است، ولی روایات مختلفی در این زمینه وارد شده.[٢]
از جمله نوشتهاند : هیرودیس حاکم وپادشاه فلسطین (بیتالمقدّس) عاشق «هیرودیا» دختر برادرش شد،[٣] و تصمیم گرفت با وی ازدواج کند. اقوام و خویشان او به این کار راضی بودند.
این خبر به یحیی علیه السلام رسید، وی اعلام کرد که: «این کار حرام و باطل و برخلاف دستور تورات است.» و شروع به مبارزه کرد. فتوای او دهان به دهان به همه رسید، هیرودیا پس از شنیدن این مطلب، طوری دل هیرودیس را ربود که او را وادار به قتل یحیی علیه السلام کرد، بدستور شاه حضرت یحیی علیه السلام را سر بریدند و سرش را پیش «هیرودیس» و معشوقهاش «هیرودیا» آوردند.[٤]
[١] . قصص الانبیاء ، ص ٥٦٢؛ بحارالانوار ،ج ١٤ ، ص ١٦٥؛حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ٣٨٣.
[٢] . حیوه القلوب ، ج ١، ص ٣٨٦ ؛ بحارالانوار ، ج ١٤ ، ص ١٨١.
[٣] . نام برادرشفیلبوسبودکه دختریبنام«هیرودیا»داشت،پسازآنکه فیلبوسازدنیا رفت،هیرودیسباهمسربرادرش ازدواج کرد، سپس عاشق هیرودیا دختر برادرش نیز شد (قصههای قرآن ، ص ٤١٦).
[٤] . قاموس قرآن ،ج ٢ ، ص ٢١٦؛ تفسیر نمونه ، ج ١٣، ص ٣٠.