احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٥٧
آری به این ترتیب خداوند غذاهای بهشتی غیرفصل،[١] را به مریمO میرسانید.[٢]
دعای زکریا و بشارت تولّد یحیی علیه السلام
سال ها بود که حضرت زکریّا علیه السلام و همسرش «اَشیاع» عقیم و بیبچّه زندگی میکردند، در حالی که در دوران پیری به سر برده و همسرش ایّام باردار شدن را پشت سر گذاشته بود.[٣]
زکریّا علیه السلام بارها تقاضای فرزندی از خداوند نموده بود تا پس از او وارث او گردد،[٤] ولی نتیجه نگرفته بود، بنابراین انتظار بچّهدار شدن را نداشت، چون خودش و همسرش در نهایت پیری رسیده بودند.[٥]
او روزی وارد اتاق مریمO شد که در محرابش مشغول عبادت بود و انواع نعمتهای آسمانی در برابرش، زکریّا علیه السلام از دیدن چنین وضع معجزه آسا دگرگون شد و با دیدن منظرۀ میوههای بهشتی تابستانی در فصل زمستان و به عکس، دریافت که میتواند در فصل پیری دارای میوۀ فرزند شود، چنانکه مریمO در غیر فصل میوه، دارای میوههای گوناگون شده است.
در همین جا بود که با قلبی لبریز از امید، دست به سوی خدا برداشت و عرض کرد: «خداوندا! از طرف خود فرزند پاکیزهای نیز به من عطا فرما، که تو دعا را میشنوی».[٦]
[١] . سفینه البحار ، ج ١ ، ص ٥٤١.
[٢] . مجمع البیان ، ج ١ و ٢ ، (ذیل آیه ٣٧ ، آل عمران).
[٣] . زکریّا علیه السلام صد و بیست ساله و همسرش اشیاع نود و هشت ساله بود، که به یحیی علیه السلام حامله گشت و شش ماه بعد، او را به دنیا آورد (ریاحین الشریعه ، ج ٥ ، ص ١٣٧ ؛ مجمع البیان ، ج ١ و ٢ ، ص ٤٣٩).
[٤] . سوره مریم/ ٦ ؛ تفسیر قمی ، ج ٢ ، ص ٤٨.
[٥] . سوره مریم/ ٨ . «زکریّا پیرمردی فرتوت و همسرش نیز پیرزنی نازا و افتاده بود».
[٦] . سورههای آل عمران/ ٣٨ ؛ انبیا/ ٨٩ . از حضرت امامرضا علیه السلام منقول است:روز اوّل محرّم روزی است که زکریّا علیه السلام از خدا فرزند طلبید و دعای او مستجاب شد، هر که آن روز را روزه بدارد و دعا کند خدا دعای او را مستجاب میگرداند. (حیوه القلوب ،ج ١، ص ٣٨٦ ؛ عیون الاخبار الرضا ،ج ١،ص ٢٦٨).