احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٥٦
به کنار نهری آمدند.
حضرت زکریّا علیه السلام نیز جزء آنان بود، قلمها و چوبهایی که بوسیلۀ آنها قرعه میزدند حاضر کردند، نام هریک از داوطلبان سرپرستی حضرت مریمO را روی آن چوب ها نوشتند و آن قلم ها را در میان آب انداختند، هر قلمی که در میان آب فرو میرفت با زنده بود. و تنها قلمی که روی آب ماند قلمی بود که نام زکریّا علیه السلام روی آن نوشته شده بود.
به این ترتیب سرپرستی زکریّا علیه السلام نسبت به مریمO قطعی شد و در واقع حضرت زکریّا علیه السلام از همه شایستهتر به سرپرستی مریمO بود. زیرا علاوه بر مقام نبوّت، شوهر خالۀ مریمO نیز بود.
حضرت زکریّا علیه السلام همچنان سرپرستی مریمO رابرعهده گرفت تا مریمO بزرگ شد و به خدمتگزاری مسجد بیتالمقدّس مشغول شد و خداوند او را برای این مقام پذیرفت.[١]
مریمO آنچنان به عبادت خدا مشغول بود که روزها روزه میگرفت و شب ها به عبادت میپرداخت و در بنیاسرائیل کسی به مقام او نمیرسید و همگان منزلت او را آرزو میکردند.
هر وقت که زکریّا علیه السلام برای دیدار او میآمد و در کنار محراب او قرار میگرفت، غذاهای مخصوصی را در کنار محراب او مشاهده میکرد که شگفت زده میشد. وی روزی به او گفت: «ای مریم! این غذاها و میوههای غیرفصل را از کجا آوردی؟»
مریمO در جواب فرمودند: این از طرف خداست و اوست که هرکس را بخواهد، بیحساب روزی میدهد.[٢]
[١] . سوره آل عمران/ ٣٧.
[٢] . همان.