احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٥
فرستادیم و تکذیبشان کردند، پس آن دو پیامبر را با نفر سومی نیرو بخشیدیم».[١]
- حضرت خضر علیه السلام :
«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ ... مِنْ لَدُنّا عِلْماً ؛ پس ( موسی علیه السلام و رفیقش ) بندهای از بندگان ما را یافتند که از نزد خویش دانشی به وی داده بودیم».[٢]
و در چند مورد قرآن بطور اجمال از اسباط نام برده،[٣] ولی اسماء ایشان را تفصیلاً ذکر نکرده است.
و نیز اشخاصی را ذکر میکندکه پیغمبر بودنشان ثابت نشده مانند؛ ١.جوانی که رفیق حضرت موسی علیه السلام بوده،[٤] ٢. ذوالقرنین ٣. عمران پدر مریم علیه السلام .[٥]
ضمناً بايد دانست كه لقمان علیه السلام نيز از مشكوكين است.
همچنين قرآن شریف به ذكر داستان هاي ديگر نيز پرداخته است كه عبارتند از:
١. قصه اصحاب اُخدود
٢. قصه اصحاب اَیکه
٣. قصه اصحاب حِجر
٤. قصه اصحاب رَس
٥. قصه اصحاب رقیم
[١] . سوره یس/ ١٤.
[٢] . سوره کهف/ ٦٦.
[٣] . سوره نساء/١٦٣.«وَاَوْحَیْنااِلی اِبْراهیمَ وَاِسْماعیلَ وَاِسْحاقَ وَیَعْقوُبَ وَالْاَسْباطِ ...». اسباط جمع سبط (بر وزن سبد) به معنی طوائف بنی اسرائیل است، ولی در اینجا منظور پیامبرانی است که از آن قبائل مبعوث شدهاند. (تفسیر نمونه ، ج ٤ ، ص ٢١٥).
[٤] . سوره کهف/ ٦١ . «وَاِذْ قالَ مُوسی لِفَتاهُ؛ و هنگامی که موسی به جوان خویش گفت». منظور حضرت یوشع علیه السلام است.
[٥] . رک: تفسیر المیزان ، ج٢ ، ص ١٤٥.