احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٤٨
رسالت حضرت یونس علیه السلام [١]
شهر نینوا ؛ پایتخت آشور است كه روزگاري در بين النهرين مركزِتمدني بزرگ بود، اين شهر در نزديكي موصل، واقع در عراق، در شرق دجله قرار داشت. این دولت آشوريان قدرت و استیلای خود را بر بیشتر کشورهای آسیا گسترش داد.
نینوا در آن دوران، از غنیترین و بزرگ ترین شهرهای مشرق زمین محسوب میگشت و دارای جمعیتی بیش از صد هزار نفر بود.
فراوانی نعمت و ثروت بیحدّو حصر، مردم آن سامان را به وسیلۀ انجام کارهای ناروا و گناهانشان به ورطۀ گمراهی کشاند، از طرفی مردم نینوا بتپرست بوده و به خدای متعال ایمان نمیآوردند.
خداوندیونس علیه السلام رابه سویآنان فرستاد.یونس علیه السلام درسی سالگی به نینوا رفته و دعوتش را آغاز نمود. آنها را به ایمان به خدا و توبه و بازگشت از گناهانشان دعوت میفرمود. ولی آنان بر انجام کارهای خود پافشاری کرده و دعوت وی را نمیپذیرفتند، سی و سه سال از آغاز دعوتش گذشت، امّا هیچکس جز دو نفر به او ایمان نیاوردند، یکی از آن دو نفر دوست قدیمی یونس علیه السلام و از دانشمندان و خاندان علم و نبوّت به نام «روبیل» و دیگری عابد و زاهدی به نام «ملیخا» بود.
هنگامی که دعوت یونس علیه السلام ، در مورد قومش به هدف دلخواه نرسید و آنها همچنان بر بیایمانی خود پافشاری کردند، آن حضرت کاسۀ صبرش لبریز شد و تصمیم گرفت مردمش را مورد نفرین خویش قرار دهد.
«روبیل» به آن حضرت میگفت: قومت را نفرین مکن، زیرا که خداوند هلاکت آنها را نمیپسندد، ولی «ملیخای» عابد با تصمیم یونس علیه السلام هم عقیده بود، و
[١] . رک: بحارالانوار ، ج ١٤، ص ٣٨٤ به بعد ؛ حیوه القلوب ، ج ١، ص ٣٥٧ به بعد؛ تفسیر قمی، ج ١، ص ٣١٧ ؛ تفسیر برهان ، ج ٤ ، ص ٣٥ ؛ تفسیر عیاشی ، ج ٢ ، ص ١٣٦.