احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٣٦
میرفت، مردم باهوش این سرزمین به فکر استفاده از این آب ها افتادند و سدهای زیادی در نقاط حساس ساختند، که از همه مهمتر و پرآبتر سدّ «مَأْرِب» بود.[١] که این سدّ در بین دو کوه «بلق» بنا کردند.
آب فراوان از دامنههای طولانی کوه های «صُراة» و ... در میان آن سد جمع میشد.
قوم سبأ با استفاده از آن آب فراوان، باغ های بسیار وسیع و زیبا و كشت زارهای پر برکت ایجاد کردند، از شاخسارهای درختان آن باغ ها، آن قدر میوه آشکار شد که میگویند:
«هرگاه کسی سبدی روی سر میگذاشت و از زیر آن ها عبور میکرد، پشت سر هم، میوه در آن میافتاد و در مدّت کوتاهی پر میشد.»
فراوانی نعمت آمیخته با امنیّت، محیط بسیار مرفّه برای زندگی پاک آماده ساخته بود، محیطی مهیّا برای اطاعت پروردگار و تکامل در جنبههای معنوی.
ولی اين وفور نعمت به جای شکر و سپاس، آن ها را سرمست و غافل نموده بود، تا آن جا که شکاف طبقاتی عمیقی بین آن ها ایجاد شده بود.زورمندانشان عدّهای را به استضعاف و استثمار کشیده بودند، بطوری که میگفتند:
پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفکن،تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا و ثروتمندان سفر کنند،یعنی بین شهرها، خشکی باشدوفاصلهها زیادگردد تا افرادکم درآمد و بی مرکَب نتوانند مانند ثروتمندان سفر کنند.
[١] . مَأْرِب (بر وزن مغرب) یکی از شهرهای یمن است و این سد چون در آنجا قرار داشت، به این نام معروف گردید. سد مَأرب یا سد سبأ در بین دو کوه به فاصله صد و پنجاه متر و طول سد حدود هشتصد متر و عرض سد حدود صد و پنجاه قدم و ارتفاع آن حدود بین سیزده تا نوزده بود و در دو طرف سد بناهای عظیم و محکمی از سنگ وجود داشت، این سد دریچههایی داشت که به تناسب از آن برای خروج آب جهت کشاورزی استفاده میکردند. (قصص قرآن ، ص ٣٨٠).