احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣١٥
با خود گفت: من با آن ها همبستر میشوم تا فرزندان زیادی نصیبم گردد و به هدف های من کمک کنند، ولی چون در اینجا غفلت کرد و «ان شاءالله»، همان جملهای که بیانگر اتکای انسان به خدا در همه حال است، نگفت، در آن زمان هیچ فرزندی از همسرانش تولّد نیافت، جز فرزندی ناقص الخلقه، همچون جسدی بیروح، که آن را آوردند و بر کرسی و تخت سلیمان علیه السلام افکندند.
سلیمان علیه السلام سخت در فکر فرو رفت و ناراحت شد، که چرا یک لحظه از خدا غفلت نموده و بر نیروی خودش تکیه کرده است، توبه کرد و به درگاه خدا بازگشت.[١]
و عرضه داشت: «پروردگارا ! مرا ببخش ! » .
نعمتهای ویژه به حضرت سلیمان علیه السلام
همانگونه که حضرت سلیمان علیه السلام از خدای خویش طلب بخشش نموده، از او نیز خواست به وی ملک و سلطنتی عنایت کند که مانند آن را به دیگری ندهد، خداوند دعای وی را مستجاب گردانده و این نعمتها را به او ارزانی داشت:
نخست ؛ باد را مسخّر او گردانید و آن را تحت فرمان او قرار داد، تا به دستور وی هر کجا که میخواست میوزید.
قرآن در جایی دیگر تصریح میکند که:
خداوند باد را مسخّر سلیمان علیه السلام گردانْد، به گونهای که مسافت یک ماه را از صبح تا ظهر میپیمود، در هر مسیری که میخواست آن را فرمان میداد و به هر کجا که میخواست، باد وی را منتقل میساخت.
دوم ؛ شیاطین را مسخّر او و در خدمتش مقرّر داشت و برخی از آنها بنّایی میدانستند و کاخها و دژها بنا میکردند و بعضی غوّاص بودند که از دریا
[١] . تفسیر نمونه ، ج ١٩، ص ٢٨٠ ؛ مجمع البیان ، ج ٨ ، ص ٤٧٥.