احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٠٠
(٢٨)
روايت بيست و هشتم
قصه زندگي طالوت و جالوت
طالوت كيست ؟
|
پادشاهی دادشان طالوت نام |
حق پرست و مؤمن و با احترام رو به سوی جنگ با خیل عدو |
طالوت[١] ، مردی بلند قامت ، تنومند ، دارای اعصابی محکم و ارادهای قوی بود.
به علاوه دانشمندی زیرک و با تدبیر بود، ولی شهرتی نداشت و با پدرش در یکی از روستاها ، در ساحل رودخانهای زندگی میکرد و چارپایان پدرش را به چرا میبرد و کشاورزی میکرد.
روزی تعدادی از چارپایان او در بیابان گم شدند، وی به اتّفاق یکی از دوستان خود به جستجوی آن ها در اطراف رودخانه پرداخت ، این وضع تا چند روز ادامه داشت، تا اینکه به نزدیک شهر «صوف»[٢] رسیدند.
دوست طالوت علیه السلام به او گفت:
ما در نزدیک شهر «صوف» هستیم، اشموئیل پیامبر علیه السلام در این شهر است، بیا نزد او برویم، تا او در پرتو وحی، ما را به پیدا کردن چارپایان گمشده، راهنمایی کند.
[١] . بعضی علت انتخاب نام طالوت ، برای وی، طول قامت او میدانند.
[٢] . اشموئیل نبیّ علیه السلام در این شهر سکونت داشت و زندگی میکرد.