احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٩٧
(٢٧)
روايت بيست و هفتم
قصه زندگي حضرت اشموئیل علیه السلام [١]
|
خدا یک پیمبر را اشموئیل نام |
کرد مبعوث از برای آن انام |
سرگذشت حضرت اشموئيل علیه السلام [٢]
قوم یهود که در زیر سلطۀ فرعونیان ضعیف و ناتوان شده بودند، بر اثر رهبری های خردمندانه موسی علیه السلام از آن وضع اسفانگیز نجات یافته و به قدرت و عظمت رسیدند.
خداوند به برکت این پیامبر، نعمت های فراوانی به آن ها بخشید، که از جمله آنها تابوت بود،[٣]
[١] . اقتباس سوره بقره/ ٢٤٦-٢٥٢ ؛ تفسیر قمی ، ج ١ ، ص ٨١ ؛ حیوه القلوب ، ج١ ، ص ٣٢٥ به بعد ؛ تفسیر نمونه ، ج ٢ ، ص ١٦٥ به بعد ؛ تفسیر مجمع البیان ، ج ٢ ، ص ٣٥٣.
[٢] . اقتباس از سوره بقره/ ٢٤٦-٢٥٢ ؛ تفسیر قمی ، ج ١ ، ص ٨١ ؛ حیوه القلوب ، ج١ ، ص ٣٢٥ به بعد ؛ تفسیر نمونه ، ج ٢ ، ص ١٦٥ به بعد ؛ تفسیر مجمع البیان ، ج ٢ ، ص ٣٥٣.
[٣] . در سوره بقره/ ٢٤٨. سخن از تابوت به میان آمده است.
تابوت در لغت به معنی صندوقی است که از چوب میسازند و اینکه میبینيم به صندوق نقل و انتقال جنازهها تابوت میگویند به همین مناسبت است.
امّا باید توجّه داشت که معنی اصلی تابوت، اختصاص به مردگان ندارد، بلکه هرگونه صندوق چوبی را شامل میشود.
درباره اینکه تابوت بنیاسرائیل و به عبارت دیگر «صندوق عهد» چه بوده و چه کسی او را ساخته است و محتویات آن را چه چیز تشکیل میداد؟
در روایات و تفاسیر ما سخن بسیار است.
امّا از گفتار اهل بیت و مفسّران برمیآید، که تابوت؛ همان صندوقی بود که مادر موسی علیه السلام ، او را در آن گذاشت و به دریا افکند و هنگامی که بوسیله مأموران فرعون از آب گرفته شد و موسی علیه السلام را از آن بیرون آوردند، همچنان در دستگاه فرعون نگهداری میشد و سپس به دست بنیاسرائیل افتاد و چون دارای خاطرۀ شیرین نجات موسی علیه السلام بود، در نزد بنیاسرائیل بسیار احترام داشت و به آن تبرّک میجستند.
موسی علیه السلام در واپسین روزهای عمر، الواح (تورات) مقدّس را، که احکام خدا بر آن نوشته بود، به ضمیمه زره خود و یادگارهای دیگری در آن نهاد و به وصیّ خود «یوشع بن نون» سپرد .
و به این ترتیب اهمیّت این صندوق در نظر بنیاسرائیل بیشتر شد و لذا در جنگ هایی که میان آنان و دشمنان واقع میشد ، آن را با خود میبردند و اثر روانی و معنوی خاصی در آن ها میگذارده، به خاطر محتویات آن و جمعیّت بنیاسرائیل را آرامش میبخشيد «اَلتّابُوتُ فِیهِ سَکِینَهُ مِن رَبَّکُم» (تفسیر نمونه ، ج ٢ ، ص ١٧٣؛ مجمع البیان ، ج ٢ ، ص ٣٥٣).