احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٩٤
بعد از موسی علیه السلام سه نفر از پادشاهان به ترتیب، زمام امور را بدست گرفته و یوشع علیه السلام را از حقّش محروم ساختند! و اذیّت و آزارها به وی رساندند، تا اینکه پادشاهان هلاک شدند و سرانجام یوشع علیه السلام به خلافت رسیده و زمان امور را بدست گرفت.
ولی دو نفر منافق، زن موسی علیه السلام (صفورا) را فریب داده، سر به شورش برداشته و با یوشع علیه السلام به نبرد پرداختند، در حالی که یکصد هزار نفر نیروی رزمی فراهم کرده بودند، شکست خورده و هفتاد هزار نفرشان تار و مار گشته و سی هزار نفر پا به فرار گذاشتند، در این نبردها که صفورا دختر شعیب علیه السلام و همسر موسی علیه السلام بر «زرّافه»،[١] سوار بود و سپاه منافقین را رهبری میکرد و به اسارت سپاه یوشع علیه السلام درآمد، ولی یوشع علیه السلام او را عفو نموده، آزاد ساخت و گفت: در قیامت پیامبر خدا موسی علیه السلام را ملاقات نموده و از تو، به وی شکایت خواهم کرد.
جمعی از یاران یوشع علیه السلام گفتند:
صفورا را آزاد نکن، او را به جرم آتش افروزی به هلاکت برسان، ولی یوشع علیه السلام گفت: او همسر موسی علیه السلام است، من به احترام آن حضرت او را عفو نمودم.
منقول است: صفورا وقتیکلام یوشع علیه السلام را شنید گفت: واویلا، و الله که اگر بهشت را برای من مباح کنند، که داخل شوم، هر آینه شرم خواهم کرد، که در آنجا پیغمبر خدا (موسی علیه السلام ) را ببینم و حال آنکه پرده او را دریدم و بعد از او بر وصیّش (یوشع علیه السلام ) خروج کردم.
یوشع علیه السلام بعد از موسی علیه السلام سی سال،[٢]زنده بود و راه او را ادامه داد و بر همه
[١] . حیوانی است شبیه به شتر و گاو و پلنگ.
[٢] . حیوه القلوب ، ج١ ، ص ٣٠١ . ولی برخی بیست و هفت سال ذکر کرده اند (قصّههای قرآن ، ص ٢٧٨).