احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٧
مثلا در قصص قرآن معمولا به زمان حادثه توجهی نمیشود، چرا که نقشی در پیام داستان ندارد، برای نمونه در داستان اصحاب کهف، به سن آنها، محل غارو نحوه فرار آنان توجهی نشده است.
٣. بیان قوانین کلی سعادتمندی بشر
قرآن هر چند به بیان داستان های جزئی و مشخصی میپردازد؛ اما آنها را به عنوان آئینهای برای انعکاس حقایق مطرح کرده و موارد جزئی را به شکلی کلی بیان میکند و میفهماند که اگر در مورد خاصی خداوند عنایتی کرده و یا در جایی عدهای را به هلاکت رسانده ، یک قضیه شخصی و انتقام گیری شخصی نیست، تا دیگران فقط برای مطالعه و سرگرمی آن را بخوانند، بلکه برای این است که درس بگیرند و بفهمند قوانین الهی، کلی است و شامل همه افراد بشر میگردد؛ چنانکه در سوره یوسف به این اصل اشاره دارد :
و هنگامی که به بلوغ و قوت رسید، ما حکمت و علم را به وی دادیم و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم .[١]
و یا در سوره انبیاء در جریان استغاثه حضرت یونسj به درگاه خداوند و قبولی توبهاش میفرماید:
ما دعای او را اجابت کردیم و از آن اندوه نجاتش دادیم و این گونه مؤمنان را نجات میدهیم.[٢]
[١] . سوره یوسف / ٢٢.
[٢] . سوره انبیاء / ٨٨.