احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٦٤
این خدایی که برایتان ساختم، پرستش کنید.به این ترتیب اکثریت قاطع جاهلان بنیاسرائیل، از راه توحید خارج شده و گوساله پرست شدند.
هارون علیه السلام هرچه قوم را نصیحت میکرد و آنها را از گوساله پرستی بر حذر داشت، به سخنش اعتنا نکردند، حتّی با جوسازیها و هیاهوی خود نزدیک بود او را بکشند.
خداوند ماجرای گمراهی قوم توسط سامری را، به موسی علیه السلام وحی کرد، وی با ناراحتی و خشم و اندوه زیاد از کوه طور به سوی قوم خود بازگشت و به آنان گفت:
آیا پروردگارتان به شما وعدهای شایسته نداد، تا تورات را به شما عنایت کند، که هدایت و نور در آن است؟ او به وعدۀ خویش وفا نمود، آیا وعدۀ خدا طولانی شد یا خواستیدکاریناروا انجام دهید،تاموجب خشم وغضب پروردگارتان شود؟ ...
بنیاسرائیل گفتند: ما با میل و رغبت خویش از وعدۀ به شما تخلّف نورزیدیم، بلکه سامری این کار را کرد و ما را گمراه ساخته و فریب داد.
سپس موسی علیه السلام متوجّه برادرش هارون علیه السلام شد، در حالی که موهای سر و صورت او را محکم میکشید، با عصبانیّت به او گفت:
چرا وقتی دیدی این قوم فریب خورده و به پرستش گوساله رو آوردهاند، از من پیروی ننمودی، مگر هنگامی که میخواستم به میعادگاه بروم، نگفتم جانشین من باش و در میان این جمعیّت به اصلاح بپرداز و راه مفسدان در پیش مگیر،[١] تو چرا با این بتپرستان به مبارزه برنخاستی؟
هارون علیه السلام که ناراحتی شدید برادر را دید، برای اینکه او را بر سر لطف آورد و
[١] . سوره اعراف/ ١٤٢.