احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٦١
موسی علیه السلام قبل از آنکه برای مناجات خدا بیرون رود، به قوم خود گفت: برادرم هارون را در میان شما میگذارم و برای سی روز از میان شما غايب مي شوم و به کوه طور میروم، تا احکام شریعت (و الواح تورات) را برای شما بیاورم.
موسی علیه السلام روانه کوه طور شده و سی روز در آنجا ماند و به مناجات و عبادت پرداخت، وقتی سی روز به پایان برد، خدا به او فرمان داد: برای کامل شدن عبادتش، ده روز دیگر روزه بگیرد و مجموع آن چهل روز گردد. پس از کامل شدن چهل روز خداوند با گفتار ازلی خویش، با موسی علیه السلام سخن گفت و بدین وسیله موسی علیه السلام به مقامی رسید، که به واسطه آن بر انسان ها امتیاز یافت، در این هنگام در اثر فرط شوق، از خدای خود درخواست کرد که خود را بر او متجلّی و آشکار سازد تا او را ببیند.
خداوند به او فرمود: هرگز مرا نخواهی دید.
و برای اینکه به وی بفهماند، موسی علیه السلام خواسته بزرگی را طلبیده که کوه ها تحمّل آن را ندارند به او فرمود:
تو (موسی علیه السلام ) تحمّل این تجلّی را نداری، ولی من به کوه که سختتر از توست،