احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٥٤
١. طوفان، که املاک و کشتزارهای آنان را در نوردید.
٢. ملخ، کشت زارهای آنان را نابود کرد.
٣. آفتی به وجود میآمد که میوهها را تباه میکرد و انسان و حیوان را اذیّت و آزار میرساند.
٤. و نیز به وجود انبوه قورباغه، کیفر شدند که همه جا را پر کرده بود و زندگی را به کام آنها تلخ و لذّت را از آنان سلب کردند.
همانگونه که آفتی دیگر برای آنان فرستاده و از بینی و دهان آنان خون جاری میشد (خون دماغ) و آب و آشامیدنی آنان را آلوده میساخت.[١]
با این بلاهای گوناگون که پیاپی بر آنها وارد میشد و تلفات و خسارات زیادی دیده بودند، ولی در عین حال عبرت نگرفتند و باز هم به سرکشی پرداخته و انسان هایی گناهکار بودند.
هربار که بلا میآمد فرعونیان دست به دامن موسی علیه السلام میشدند، تا از خدا بخواهد بلا بر طرف گردد و قول میدادند که در صورت رفع بلا،ایمان بیاورند، چندین بار بر اثر دعای موسی علیه السلام بلا برطرف شد، ولی آنها پیمان شکنی کردند و به کیفر خود ادامه دادند.[٢]
دوره چهارم: هجرت موسی علیه السلام به فلسطین
موسی علیه السلام و پیروانش از ظلم فرعونیان به ستوه آمده بودند و همچنان در فشار و سختی به سر میبردند، تا اینکه سرانجام از ناحیه خداوند به موسی علیه السلام وحی شد که از مصر بیرون رود.
موسی علیه السلام و پیروانش شبانه از مصر به سوی فلسطین حرکت کردند، فرعون با خبر شد مأموران
[١] . اقتباس از سوره اعراف/ ١٣٠-١٣٣.
[٢] . همان/ ١٣٤، ١٣٥.