احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٣٧
بیشتری پیدا نکند کوتاه آمد، ماجرا به فرعون و اطرافیان او رسید و تکرار این عمل را تهدیدی بر وضع خود گرفتند. جلسۀ مشورتی تشکیل داده و حکم قتل موسی علیه السلام صادر شد.
مردی از نقطه دور دست شهر،[١](از مرکز فرعونیان و کاخ فرعون) اطّلاع پیدا کرد. چون از نزدیکان فرعون محسوب میشد و آنچنان با فرعون رابطه داشت که در این گونه جلسات مشورتی شرکت میکرد. آن مرد از وضع جنایت فرعون رنج میبرد و در انتظار این بود که قیامی بر ضدّ او صورت گیرد و او به این قیام الهی بپیوندد، ظاهراً چشم امید به موسی علیه السلام دوخته بود و در چهرۀ او سیمای یک
[١] . ظاهراً این مرد، همان است که بعدها به عنوان مؤمن آل فرعون معروف گردید، از آیات قرآن همین قدر استفاده میشود که او مردی بود از فرعونیان و به موسی علیه السلام ایمان آورده بود. امّا ایمان خود را مکتوم میداشت، در دل به موسی علیه السلام عشق میورزید و خود را موظّف به دفاع از او میدید (سوره مؤمن/ ٢٨-٤٦).
امّا درباره اینکه مؤمن آل فرعون چه کسی است؟ میان مفسّران و مورّخان اختلاف نظر است؛
بعضی گفتهاند: او پسر عمو یا پسر خالۀ فرعون و یا برادر آسیه همسر فرعون بوده و تعبیر به آل فرعون را نیز شاهد بر این معنی دانستهاند، زیرا تعبیر به آل، معمولاً در مورد خویشاوندان به کار میرود، هرچند در مورد دوستان و اطرافیان نیز گفته میشود.
و برخی دیگر او را یکی از پیامبران خدا بنام «حزقیل» یا «حزبیل» میدانند.
و جمعی معتقدند که وی خزانهدار مخصوص فرعون بود. (رک: تفسیر نورالثقلین ، ج ٤ ، ص ٥١٨ ؛ قصص الانبیاء ، ص ٣٨٧ ؛ محبر بغدادی ، ص ٣٨٨ ؛ تفسیر نمونه ، ج ٢٠ ، ص ٨٧ ؛حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ٣٠٤).
و بنابر روایتی، حزقیل به شغل نجّاری اشتغال داشت و همان بود که صندوق را برای مادر موسی علیه السلام ساخت، تا موسی علیه السلام را در آن نهاده و به رود نیل بیندازد». گویند حزقیل ششصد سال ایمانش را از طاغوت ها پوشیده داشت، او که به مرض جذام مبتلا بود، با دستان فلج خود به طرف قومش اشاره کرده و مردم را به خدا دعوت مینمود، سرانجام فرعون دستور داد تا او را قطعه قطعه کنند، امّا با این وصف نتوانستند در ایمانش رخنهای ایجاد نمایند. (تفسیر قمی، ج ٢ ، ص ٢٥٨).
ضمناً داستان شهادت همسر و فرزندان حزقیل در شناسنامه آسیه همسر فرعون ذکر گردید، آنجا را ملاحظه فرمایید.