احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٢٨
طبق خوابی که رامسیس دیده بود و از آینده حکومت خود نگران گشته بود، برای زنان باردار مأمورانی و قابلههایی از قِبْطِیان گمارده و آنان را تحت نظر نگه میداشت. قابلهای نیز مراقب «یوکابد» بود، چون درد مخاض «یوکابد» فرا رسید و موسی علیه السلام قدم به عرصه گیتی نهاد، نور مخصوصی از چهرۀ موسی علیه السلام درخشید که بدن قابله به لرزه افتاد و برقی از محبّت موسی علیه السلام در اعماق قلب قابله فرو نشست و تمام زوایای دلش را روشن ساخت.
زن قابله خطاب به مادر موسی علیه السلام گفت: من در نظر داشتم ماجرای تولّد این نوزاد را به دستگاه حکومت خبر دهم تا جلّادان وی را به قتل رسانند و من از این طریق جایزه بگیرم، ولی چه کنم محبّت این نوزاد به قدری بر قلبم چیره شد، که حتّی راضی نیستم مویی از سر او کم گردد، با دقّت از او محافظت کن، هرچند فکر میکنم که دشمن نهایی ما همین نوزاد باشد!
قابله از خانه مادر موسی علیه السلام بیرون آمد، بعضی از جاسوسان حکومت او را دیدند و از او راجع به ماجرای خانه پرسیدند او گفت: خونی بیش نبود و بچّه نداشت، شما نگران این خانه نباشید ... مأموران برای تحقیق بیشتر وارد خانه شدند، با دیدن آنها، «کلثم»[١] خواهر موسی علیه السلام ، آمدن مأموران
[١] . در مورد نام خواهر موسی علیه السلام دو قول است: بعضی نام او را كلثم و برخي مریم ذکر کردهاند، او از بانوان مجللّه و با ایمان بوده و جزو معدود زنانی است که رسول خداm وی را ستایش نموده و فرموده است: «خداوند کلثم را درروز قیامت در کنار خدیجه، مریم و آسیه به همسری من درمیآورد».
کلثم یکی از چهار زنی است که بر خدیجه کبری هنگام وضع حمل فاطمه C، نازل شده و برای یاری او آمدند، وی نخست به نامزدی قارون که از نزدیکان موسی و از ثروتمندان و زراندوزان روزگار بود درآمد، ولی قارون بدون عروسی با وی در اثر تخلف از ادای زکات و تهمت به حضرت موسی علیه السلام به قهر الهی گرفتار آمده و به اعماق زمین فرو رفت. سپس شخصی بنام «کالیب بن یوقنی» با وی ازدواج کرد و به زندگی مشترک پرداختند، سرانجام در شهری به نام «قادیس» از دنیا رفته و همان جا دفن شد.
خداوند نام کلثم را با عنوان «خواهر موسی» در دو سوره قرآن (قصص/١١ – طه/ ٤٠) ذکر کرده، ابتدا از نقش اطلاعاتی و تجسس او پرده برداشته و میگوید: «خواهر موسی علیه السلام از سوی مادرش یوکابد پس از به آب انداختن صندوقی که موسی علیه السلام را در آن گذاشته بودند به سراغ آل فرعون شتافته و عکسالعمل آنان را در مورد برادرش موسی علیه السلام را زیر نظر گرفته است».
سپس در آیه ١٢ همین سوره قصص از نقش راهنمایی او سخن به میان آورده و میگوید: «چون موسی علیه السلام پستان هیچ یک از زنان شیرده و دایههای قِبطی را نپذیرفت، کلثم بار دیگر به صورت ناشناخته به جلو آمده و گفت: آیا شما را به خانوادهای راهنمایی کنم که میتوانند این نوزاد را کفالت کنند و خیرخواه او هستند.
این آیه با مختصر تفاوتی که با آیه ٤٠ سوره طه دارد، میرساند که؛ خواهر موسی با کیاست کم نظیری نقش خود را ایفا کرد و برادرش را بدون خطر به آغوش مادر برگردانید.
(رک: ریاحین الشریعه ، ج ٢ ، ص ٢٧٢ و ج ٥ ، ص ١٢٧ ؛ منتهی الامال ، مبحث ولادت فاطمه زهرا ؛ اسدالغابه ، ج ٥ ، ص ٤٣٩ ؛ سیمای زنان در اسلام ص ٩٨ ؛ مجمع البیان ، ج ٧ ، ص ٢٤٢ ؛ بحارالانوار ، ج ١٣ ، ص ٥٥).