احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢١٩
مُردند و آثارشان از بین رفته، گویی اصلاً در آن شهر نبودهاند.[١]
رسالت شعیب علیه السلام در اَیْکه[٢]
بعد از آن که خداوند مَدْیَنْ را نابود ساخته و شعیب علیه السلام و ایمان آورندگان به او را نجات داد، آن حضرت را به سوی اصحاب اَیْکه فرستاد.
آن سامان، سرزمینی حاصلخیز و پر درخت و دارای چشمهساران بسیار بوده و در نزدیکی مَدْیَنْ قرار داشت، در آن منطقه گروهی از مردم زندگی میکردند که به همان شیوۀ اهالی مَدْیَن مرتکب گناه و معصیت میشدند و بتپرست بودند و خیانت و کلاهبرداری در خرید و فروش در بین آنها رایج بود.
به فرموده قرآن، شعیب علیه السلام آنها را اینگونه دعوت کرد:
من از ناحیۀ خداوند برای ارشاد و راهنمایی شما فرستاده شدهام و برای رساندن دستورات الهی به شما، فردی امین هستم. از کیفر الهی بپرهیزید و برای دستورات وی از من پیروی کنید، من برای راهنمایی و ارشاد، از شما مزد و پاداش نمیخواهم، پروردگار جهانیان به من پاداش خواهد داد، در پیمانه و وزن اموال، به حقّ و انصاف رفتار کنید و کمفروشی ننمایید و در زمین تبهکاری نکنید.
این پند و اندرزها در مردم مؤثر واقع نشد، بلکه مردم لجوج «اَیْکه» نسبت سحر و جادو زدگی به شعیب علیه السلام دادند وگفتند: توهم یکی ازآن افرادی هستی که سحر زده شدهای و هذیان میگویی، تو هم مانند ما انسان بوده و با ما مساوی
[١] . سورههای هود/ ٩٤، ٩٥ ؛ عنکبوت/ ٣٧.
[٢] . «اَیْکه» در اصل به معنی محلی است که درختان درهم پیچیده دارد و در فارسی از آن به «بیشه» تعبیر میکنیم، سرزمین اَیْکه نزدیک مَدْیَنْ قرار داشت، به خاطر داشتن آب و درختان زیاد «اَیْکَه» نام گرفت. اَیْکَه در مسیر راه مردم حجاز به سوی شام بوده است که سوره حجر آیه ٧٩ گواه بر آن است. (تفسیر نمونه ، ج ١٥ ، ص ٣٣٠ ؛ قاموس المحیط ، ج ٣ ، ص ٢٩٣).