احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢١٠
(١٦)
روايت شانزدهم
قصه زندگي حضرت ذالکفل علیه السلام
|
بنام خداوند حیّ حکیم |
که بر مخلصین داد قلب سلیم |
سرگذشت حضرت ذَالْکِفْل علیه السلام
نام مبارک او دوبار در قرآن آمده است.[١]
از اینکه قرآن او را در کنار پیامبران بزرگ مدح و ستایش فرموده، چنین برمیآید که او پیامبر بوده و مشهور هم، همین است.[٢]
قرآن در مورد دعوت و رسالت و قومی که وی به سوی شان فرستاده شده، مطلبی را بیان نفرموده است.
امّا مورّخان بر این عقیدهاند که:
او از فرزندان حضرت ایّوب علیه السلام بوده و نام اصلیش «بشر بن ایّوب» است، که خداوند او را بعد از پدرش بسوی مردم روم مبعوث گردانید.[٣]
[١] . سورههای انبیاء/٨٥ ؛ ص/٤٨. و «در قرآن از او به عنوان صابر و اخیار یاد شده است».
[٢] . مع الانبیاء فی القرآن ، ص ٢٧١ ؛ بحارالانوار ، ج ١٣ ، ص ٤٠٥.
ولی طبق برخی روایات ایشان از پیامبران مرسل است و بعد از سلیمان بن داود مبعوث گردید. (حیوه القلوب، ج ١ ، ص ٤٢٢).
[٣] . طبق روایتی که حضرت عبدالعظیم حسني از امام جواد علیه السلام نقل میکند نام وی (عُوِیْدِیا) بود که چهار هزار و هشتصد و سی سال بعد از هبوط آدم علیه السلام به دنیا آمد. (حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ٤٢٢).
و برخی میگویند نام او «حِزْقیل» و لقب آن حضرت، «ذالْکِفل» بود و به علّت آنکه کفالت قوم یهود را در دوران اسارت در بابل به عهده داشت، بدین نام معروف گردید. (حبیب السیر ، ص ١١٠).