احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٧٦
خواب دیدن یوسف علیه السلام و توطئه برادرانش
یوسف علیه السلام نُه سال بیشتر نداشت، که در یکی از شب ها رؤیایی لذیذ در خواب دید. نفس صبح که دمید و خورشید بال و پرِ زرّین بر جهان بگسترد، از خواب بیدار شد، نزد پدر آمد، آنچه دیده بود برای پدر بازگو کرد:
«پدرم! من در عالم خواب دیدم، که یازده ستاره و خورشید و ماه در برابرم سجده میکنند».[١]
حضرت یعقوب علیه السلام که تعبیرخواب را میدانست،[٢] از او خواست تا راز خود را از برادرانش پوشیده دارد.
به یوسف علیه السلام گفت: فرزندم خواب خود را برای برادرانت بازگو نکن، زیرا در حق تو حیله و نیرنگ خواهند کرد و نقشه خطرناکی برای تو میکشند، چرا که شیطان دشمن آشکار انسان است.
سپس برایش روشن ساخت که وی در آينده شخصیّتی برجسته خواهد شد که همه، فرمانش را گردن مینهند و خداوند او را به پیامبری برمیگزیند و تعبیر خواب را بدو میآموزد و به زودی نعمت خویش را با خیر و رحمت و برکاتش بر او و بر آل یعقوب علیه السلام تمام میکند، همانگونه که آن را قبلاً بر ابراهیم و اسحاقO تمام کرده بود.[٣]
[١] . سوره یوسف/ ٤ -٧.
[٢] . خواب بر آن دلالت میکرد که یوسف علیه السلام در آینده میان مردم به مقامی بس والا خواهد رسید (حاکم و پادشاه مصر) و یازده برادر و پدر و مادرش کنار تخت شکوهمند او میآیند و به یوسف علیه السلام تعظیم و تجلیل میکنند و سجده شکر به جای آورند (منظور از یازده ستاره، برادران او بودند و مراد از خورشید و ماه، راحیل مادر یوسف و یعقوب علیه السلام پدرش بود)، تفسیر نورالثقلین،ج ٢،ص٤١٠ ؛ قصص الانبیاء، ص ٢٧٢.
[٣] . اقتباس از سوره یوسف/ ٤-٧.