احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٦٥
پانصد و سی سال قبل از میلاد زندگی میکرد.[١] بسیاری از مفسّران و مورّخان این نظریه را با لحن موافق، درکتاب های خود مشروحاً آوردهاند.[٢]
ث) و جمعی معتقدند وی از پیامبران است و به دلایلی چند استناد کردهاند.[٣] امّا از قرآن چیزی که صریحاً دلالت کند، او پیامبر بوده، استفاده نمیشود هرچند تغییراتی در قرآن هست، که اِشعار به این معنی دارد و از بسیاری از روایات اسلامی که از پیامبر و ائمّه اهلبیتo نقل شده، نیز میخوانیم: او پیامبر نبود، بلکه بندۀ صالحی بود.[٤]
عصر زندگی ذوالقرنین
وی در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام میزیسته و اوّلین پادشاه بعد از نوح علیه السلام است، که به درجه نبوّت نرسید. بلکه مانند خضر علیه السلام یکی از بندگان صالح خداوند است که مُهر تأیید الهی را به همراه دارد.[٥]
[١] . این نظریه را دانشمند معروف اسلامی ابوالکلام آزاد که روزی وزیر فرهنگ کشور هند بوده، در کتابی که در این زمینه نگاشته است ابراز کرده، اکنون کتاب بنام «ذوالقرنین یا کورش کبیر» به فارسی ترجمه شده است.
[٢] . تفسیر نمونه ، ج ١٢ ، ص ٥٤٣ ؛ قصص قرآن ، ص ٣٥٩ ؛ علّامه طباطبایی میگوید: این نظریه از بعضی جهات خالی از اشکال نیست، ولی از همه نظریّهها به قرآن منطبقتر است (المیزان ، ج ١٣ ، ص ٤٢٦).
[٣] . در سوره کهف آیه ٨٤ خداوند میفرماید: «ما به او در روی زمین قدرت و حکومت دادیم و اسباب هر چیز را در اختیارش نهادیم».
از این آیه استفاده میشود که تمکین کامل در دین از آن پیامبران است و خداوند به ذوالقرنین نبوّت را که سببی از اسباب است، نیز عنایت فرمود. و همچنین در آیه ٨٦ میفرماید: «ما گفتیم ای ذوالقرنین! آیا میخواهی مجازات کنی و یا پاداش نیکویی درباره آنان انتخاب نمایی؟» در اینجا آیه حالت خطاب دارد و کسی را که خداوند با او تکلم نماید، حتماً در زمرۀ پیامبران است. (قصص الانبیاء ، ص ٢٦٧ ؛ حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ٦٤).
[٤] . تفسیر نورالثقلین ، ج ٣ ، ص ٢٩٤.
[٥] . بحارالانوار ، ج ١٢ ، ص ٢١١.
از امام باقر علیه السلام منقول است که حق تعالی مبعوث نگردانید، پیغمبری در زمین که پادشاه باشد، مگر چهار نفر بعد از حضرت نوح علیه السلام : ١- ذوالقرنین که نام او عیاش بود. ٢- حضرت داوود علیه السلام ٣- حضرت سلیمان علیه السلام ٤- حضرت یوسف علیه السلام (حیوه القلوب ، ج ١، ص ١٦٤؛ علل الشرایع ، ص ٥٥٤).