احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٥٤
داشت[١] و گفت: من فرستادۀ خدا به سوی شما بوده و در تبلیغ رسالت او امین هستم، از عذاب خدا بترسید و به آنچه شما را بدان دعوت میکنم، گردن نهید و پسندیده نیست، که شما طبیعت و سرشت خویش را به تباهی کشانده و با نظام طبیعی زندگی مخالفت ورزیده و با مردان عمل ناروا انجام دهید و از زنان که خداوند آنان را همسران شما آفریده، دست بردارید. شما با انجام این گناه از حدود الهی تجاوز کردهاید.
ولی قوم او به جای این که به سخن پیامبر خود حضرت لوط علیه السلام گوش فرا دهند، وی را تهدید کرده و گفتند: اگر از نکوهش ما دست برنداری، تو را از شهرمان بیرون خواهیم کرد.
لوط علیه السلام در پاسخ آنها گفت: من از این عمل زشت و ناپسندی که شما انجام میدهید، بیزار و خشمگین هستم.[٢]
ازدواج حضرت لوط علیه السلام
لوط علیه السلام در همان محل مأموریت (شهر سَدوم در جنوب غربی دریای لوط) ازدواج کرد.[٣] تا بلکه قومش از این روش پیروی کنند و از انحراف جنسی دست
[١]. بحارالانوار ، ج١٢ ، ص١٥٥ به بعد .
[٢]. سورههای شعراء/ ١٦٠-١٦٩ ؛ انبیاء/ ١٦٠-١٧٥.
[٣] . تفسیر قمی ، ج ١ ، ص ٣٣٢ ؛ حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ١٥٠ ؛ نام همسر لوط «واهله» یا «والهه» یا «والفه» بوده، که در سورههای، اعراف/ ٨٣ ؛ هود/ ٨١ ؛ حجر/ ٦٠ ؛ نمل/ ٥٧ ؛ عنکبوت/ ٣٢ ؛ شعراء/ ١٧٠ ؛ صافات/ ١٣٤ ؛ تحریم/ ١٠، با عناوین مختلف به او اشاره شده است.
زن لوط علیه السلام هرچند همسر پیامبر بود و از نعمتهای الهی در خانه او بهرهمند بود، ولی با قوم لوط هم کیش بود و آیین شوهر را نپذیرفت و در افشای رازهای دینی و اجتماعی که در خانه نبوّت صورت میگرفت، مضایقه نکرده و از این طریق به آیين و اهداف مقدّس شوهر صدمه زد و از گسترش آن جلوگیری نمود. قرآن محید در آیات مزبور او را به تعبیرهای «عجوز، گرفتار در عذاب، خائن به دین، هلاک شده، پس مانده و امثال آن» ذکر نموده است. (ریاحین الشریعه ، ج ٥ ، ص ٢٨٣ به بعد).