احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣٥
اسماعیل هم از شدّت تشنگی گریه میکرد و پاشنۀ پای خود را بر زمین میزد، تا اینکه از زیر پاشنۀ پای او آب جوشیدن گرفت و بر روی زمین جاری شد و آن آب اکنون همان چاه زمزم است.[١]
هاجر چون صدای گریۀ کودک خود را شنید، از کوه به زیر آمد تا شاید کودک را ساکت کند، چون به نزدش آمد، گودال کوچکی دید که در اثر فشار پاشنۀ پای کودک در زمین پدیدار شده بود و آب، کمکم جوشیدن میگرفت. خوشحال شد و ترسید که مبادا آن آب ضایع گردد، خاک جمع کرد تا جلوی آب را مانند سدی بگیرد، آب زیاد شد و پرندگان هوا بر آن آب جمع شدند.
قبیله «جُرهُم» که درآن اطراف، با فاصله بسیار دوری زندگی میکردند و در اثر کم آبی جویای آب بودند، پرندگان هوا را که دیدند، دانستند که پرندگان در
[١] . این چاه در قسمت شرقی مسجدالحرام قرار دارد، وجود این چاه و اهمیت آن برای مردم مکه سبب شده بود تا در قریش منصب «سقایت» به وجود آید. این منصب از اوان ظهور اسلام، در دست عباس عموی پیامبر بود.
گفته شده که در جاهلیت مدت زمانی که این چاه پر شده بود و عبدالمطلّب آن را از نوگشود. از آن زمان تا به امروز این چاه مورد استفاده قرار میگیرد، گرچه آب آن کم و زیاد میشود.
در روایات اهل بیت، نوشیدن از آب زمزم سفارش شده و همۀ مسلمانان به متبرک بودن آن باور دارند. امام علی علیه السلام فرمود: «مَاءُ زَمْزَمَ خَیْرُ مَاء عَلَی وَجْهِ الْأَرضِ؛ آب زمزم، بهترین آب روی زمین است.» (المحاسن، ج ٢، ص ٣٩٩). روایات موجود نشان میدهد که پیامبر (ص) و امامان به طور معمول بعد از طواف، از آب زمزم استفاده میکردند.
هنگامی که بنیعباس سقایت را حق خانوادگی خویش میدانستند، قبّهای بر روی زمزم ساخته بودند که قرنها برپا بود و پیوسته بازسازی میشد.
در طرح توسعهای که در عهد سعودیها به اجرا درآمد، به هنگام تخریب قبّۀ مقام ابراهیم، ساختمان چاه زمزم هم خراب شد و تنها پلکانی برای رفتن به زیرزمین و استفادۀ از آب ساخته شد. و همچنین آب زمزم به وسیلۀ لولهکشی به خارج از مسجد الحرام انتقال داده شد.
در حال حاضر، مرکز تجمع این آب، تصفیه و تلفیق آن با آبهای دیگر در یک مجتمع بزرگی در منطقۀ کُدّی انجام میشود و از آنجا با ماشین یا لولهکشی به نقاط دیگر انتقال داده میشود. (آثار اسلامی مکه و مدینه، ص ١٠٣).