احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣٣
ابراهیم علیه السلام سر به بیابان نهاد، نمیدانست که به کجا برود، تا اینکه جبرئیل علیه السلام فرمود آمد و گفت: ای ابراهیم علیه السلام این زن و فرزند را به خداوند بسپار، که خدا خود حافظ و نگهبان آنها خواهد بود. و تو هم از سرگردانی و اندوه، رهایی مییابی.
ابراهیم علیه السلام گفت: ای جبرئیل! آنها را به کجا ببرم؟
گفت: به حرم خدای در سرزمین مکّه[١] در آنجا آنها را بگذار و برو.[٢]
ابراهیم علیه السلام رو به سرزمین حجاز نهاد و چون به حرم خدا رسید و وارد مکّه شد،
[١] . این شهر در فاصلۀ هشتاد کیلومتری شرق دریای سرخ واقع است.
شهر مکه در طول ٤٠ درجه و ٩ دقیقه و عرض ٣١ درجه و ٢٨ دقیقۀ خط استوا قرار گرفته و ٣٣٠ متر از سطح دریا بلندی دارد.
فلسفۀ پیدایش این شهر که به نام «امّ القری» نیز شناخته میشده، به دو جهت است: نخست مرکزیت عبادی و دوم تجاری. این شهر، در قرآن «بکّه» هم نامیده شده است. (سوره آل عمران ٩٦)
در برخی از روایات، مکّه نام حرم و بکّه نام مکان کعبه دانسته شده است. در برخی نقل ها «بکه» به معنای بکاء و گریه مردم در آن و در بعضی دیگر «یَبُکُّ الناسُ بَعْضُهُم بَعْضاً» به معنای مزاحم شدن برخی بر برخی دیگر و در واقع ازدحام معنا شده است (تفسیر عیاشی، ج ١، ص ١٨٧؛ کافی، ج ٤، ص ١١).
دربارۀ نامگذاری آن به «مکه»، اقوال مختلفی نقل شده است؛ از آن جمله گفته اند: ١. مکه در اصل ترکیبی از «مک» و «رب» بوده. مک به معنای «بیت» است و مکه یعنی بیت الرب یا بیت الله. ٢. در نقلی دیگر آمده است: بک به عنوان یک پسوند، به معنای واحه و وادی آمده، مثل «بعل بک» که به معنای وادی بعل است. بدین ترتیب، براساس نامی که بطلمیوس برای مکه گفته است (یعنی «ماکارابا») باید این شهر را به نام وادی رب بشناسیم.
جدای از آنچه گذشت، معنای فراوانی برای بکّه و مکّه گفته شده که بسیاری از آنها حدسی است. (آثار اسلامی مکه و مدینه، ص ٣٣)
[٢] . بحارالانوار ، ج ١٢ ، ص ٩٧.