احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٢٧
مرا به تباهی میکشاند، بهتر آن است که از این شهر بیرون روی، زیرا خدایی داری که تو را در همه حال حفظ میکند.
ابراهیم علیه السلام آماده رفتن از شهرگردید و لوط علیه السلام را که از خویشاوندانش بود، نزد خود فرا خواند و او را به کیش خود دعوت کرد. لوط علیه السلام پذیرفت و به ابراهیم علیه السلام ایمان آورد.[١]
حضرت ابراهیم علیه السلام درآن هنگام که در شهر اور سرزمین بابِل (عراق کنونی) بود، در سن سی و شش سالگی با ساره ازدواج کرد.[٢] و زندگی مشترکی را تشکیل دادند و ساره را نیز به دین و آئین خود دعوت نمود، ساره هم پذیرفت و به او ایمان آورد.
شناسنامه حضرت ساره
ساره در قریهای به نام «کوثی رَبّا» منطقهای در نزدیکی شهر کوفه در کشور عراق، در یک خانوادۀ نبوّت، در سال دو هزار و هشتصد و پنجاه و پنج قبل از هجرت نبوی متولّد شد.
نام پدرش«لاحج» نام مادرش«ورقه»و برادرش «حضرت لوط علیه السلام » میباشد.[٣]
مطابق بعضی از روایات مادر لوط و ساره علیه السلام با مادر ابراهیم علیه السلام خواهر بودند، و ساره دختر خاله ابراهیم علیه السلام بود.[٤]
ساره طبق نقل امام صادق علیه السلام مثل حوریان بهشتی زیبا بود و ابراهیم علیه السلام
[١] . سوره عنکبوت/ ٢٦.
[٢] . ریاحین الشریعه ، ج ٥ ، ص ١١٦ به بعد . ولی بعضی گویند در سن سی و هفت سالگی (تاریخ طبری ، ج ٣ ، ص ٢١٨).
[٣] . سیمای زنان در اسلام ص ٦٣ . ولی برخی معتقدند که لوط برادرزاده حضرت ابراهیم علیه السلام است، نه پسر خالهاش(قصص قرآن ، ص ٧٤ ؛ دائره الفرائد ،ص ١٨).
[٤] . ریاحین الشریعه ،ج ٥ ، ص ١١٦ ؛ روضه کافی ، ج ٨ ، ص ٣٧٠.