احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٢٥
قدرت الهی، از مهمترین اصول اعتقادی به شمار میآید.
در قرآن کریم نیز برای اثبات اینکه زنده شدن مردگان کار محالی نیست، نمونههای فراوانی میآورد، از جمله داستان حضرت ابراهیم علیه السلام را نقل میکند:[١] در یکی از روزها ابراهیم علیه السلام در صحرا و بیابان مشغول سیر و سیاحت و تفکّر بود، به سیر خود ادامه میداد، تا به کنار دریایی رسید.
او با کنجکاوی عمیق به دریا و امواج آن مینگریست، ناگاه لاشۀ حیوان مردهای را دید که گوشهای از آن در دریا و قسمت دیگرش در خشکی قرار داشت. و حیوانات دریایی و صحرایی و پرندگان بر آن ریخته و هر ذرّهای از آن را یک نوع حیوانی میخورد، طولی نکشید که همۀ پیکر او را خوردند.
این صحنه ناخودآگاه ابراهیم علیه السلام را به این فکر فرو برد که: «ذرّات این لاشۀ حیوان در دریا و صحرا و فضا پخش شد و هر قسمت بدنش، جزء بدن حیوان دیگری گردید، در روز قیامت چگونه تکّههای بدن او در کنار هم جمع شده و زنده میگردد؟!»
البته ابراهیم علیه السلام به قدرت الهی ایمان داشت که او در روز قیامت مردگان را زنده میگرداند، ولی از خدای خویش خواست تا نمونهای ملموس از آن را، برای وی ارائه دهد تا دلش آرامش بیشتری یابد، از این رو دست به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! به من بنمایان که چگونه چنین مردگانی را زنده میکنی؟!
خداوند از او پرسید: مگر تو به روز قیامت و قدرت من ایمان نداری؟ ابراهیم علیه السلام گفت: چرا! لکن با مشاهده عینی آرامش دل پیدا میکنم (آری استدلال و منطق، تنها مغز و فکر را آرام میکند، ولی تجربه و مشاهده، دل را).
خداوند به ابراهیم علیه السلام فرمود: «چهار پرنده را بگیر،و سرآنها را بِبُر، و سپس گوشت
[١] . سوره بقره/ ٢٦٠.