احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١١٤
پس از آن که روشن شد، خدایان کوچک جلوه و یا صفات خدایان بزرگترند. رفته رفته تعداد خدایان اندک شد و بدینسان «مردوک» عنوان خدای بابِل را، که بزرگ خدایان بابل بود،گرفت. پادشاهان، نیاز شدیدی به آمرزش و بخشش خدایان داشتند، از این رو برای آنها پرستش گاه و معبد ساخته و اثاثیه و خوراک و شراب برایشان تهیّه میکردند».[١]
چگونگی تولد ابراهیمp[٢]
در زمان تولّد ابراهیم علیه السلام منجّمین به «نِمرود بن کنعان» خبر دادند:
به زودی پسری متولّد میگردد که حکومت تو را به هم میریزد و سبب نابودی و از بین رفتن عزّت و شوکت تو میگردد!
نمرود که ادعای خدایی مینمود و با استفاده از جهالت مردم، بر آنان حکومت مطلقه داشت، از شنیدن این خبر تکان خورده و به خود پیچید و سئوال نمود:
در کجا پدید میآید؟
گفتند: در همین بابل عراق.
نمرود برای پیشگیری از این خطر قطعی دستور داد که: زنان را از شوهرانشان جدا سازند و به طور کلّی آمیزش زن و مردم غدغن گردد، و برای زنان باردار نیز مأموران و قابلهها را گماشت، که مواظب آنان باشند و جنس نوزاد را گزارش نموده و چنانچه پسر باشد به قتل برسانند.[٣]
[١] . تاریخ تمدن، ج ٢ ، ص ٢١١ به بعد.
[٢] . رک: دائره الفرائد ، ج ١ ، ص ٩ ؛ بحارالانوار، ج ١٢ ، ص ٣٠ به بعد ؛ مجمع البیان ، ج ٤ ، ص ٣٢٥.
[٣] . بحارالانوار ، ج ١٢ ، ص ٤١، ولی در عین حال تارخ پدر ابراهیم علیه السلام ، به دور از کنترل مأموران با همسرش همبستر شد و نور ابراهیم علیه السلام در رحم مادرش منعقد گردید.