تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٦ - پندار نسخ تلاوت
سخنان ديگر آن حضرت كه تنها وحى بوده است، نقل شد و در سينهها محفوظ ماند و بدان عمل شد».[١]
ابن حزم در باب رضاع از كتاب المحلى چنين مىگويد: «راوى مىگويد:
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وفات يافت در حالىكه اين آيات در ضمن آيات ديگر قرآن تلاوت مىشد. اين كلام مردود و در پيشگاه قرآن جرم است و جايز نيست كسى بپذيرد كه چيزى از قرآن پس از فوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ساقط شده باشد.
در جواب ايشان مىگوييم: چنين نيست كه شما گمان كردهايد؛ بلكه معناى سخن راوى چنين است: اينها از جمله چيزهايى بوده است كه با قرآن خوانده مىشد و از جمله آنها چيزهايى بوده كه در مصاحف ثبت نشده است».[٢] مقصودش اين است: اينگونه آيات وحى بوده است نظير قرآن اما از چيزهايى كه در مصحف نوشته مىشد به حساب نمىآمد. بههرحال، ابن حزم از پذيرش مسأله جواز نسخ تلاوت در قرآن بدون نسخ حكم، دست كشيده است؛ زيرا چارهاى جز رجوع نداشته است.
در اينجا گفتار صريح برخى از محققان را كه نسخ تلاوت را مردود دانستهاند ذكر مىكنيم:
ابن الخطيب مىگويد: «از شگفتترين عجايب اين ادعاست كه تلاوت بعضى از آيات قرآن نسخ شده اما حكم آنها باقىمانده است. اين سخن را به هيچوجه عاقلى بر زبان جارى نمىكند؛ زيرا نسخ احكام برخى از آيات با بقاى تلاوت آنها، امرى معقول و قابلقبول است؛ چون برخى از احكام نه به صورت دفعى بلكه به تدريج نازل شده است؛ اما نسخ تلاوت برخى از آيات با ماندگار ماندن حكم آنها امرى است كه هر انسانى كه براى خود شخصيت قائل است و قدر عقل، اين موهبت الهى را مىشناسد، آنرا نمىپذيرد؛ زيرا باقىماندن حكم با نسخ تلاوت آيه چه حكمتى مىتواند داشته باشد؟».[٣]
[١] . به نقل استاد عريض در فتح المنان، ص ٢٢٧- ٢٢٦.
[٢] . المحلى، ج ١٠، ص ١٦.
[٣] . محمد محمد عبد اللطيف معروف به ابن خطيب، الفرقان، ١٥٧- ١٥٦.