تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٧ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
مىباشند».
شيخ ابو جعفر طوسى مىگويد: «اين گفته، پذيرفتنىتر است؛ زيرا [چنانكه] خداوند متعال فرموده است، اگر ايشان آن را به اولى الامر ارجاع مىدادند، در مىيافتند كه آنان حكم آن را مىدانند و ارجاع به كسى كه معصوم نباشد موجب علم نخواهد بود؛ چون احتمال خطا در گفتار و كردار آنان مىرود، چه اميران لشكر باشند و چه عالمان».[١] بنابراين، اين آيه شريفه- براساس اين تفسير مقبول- ما را به مقام عصمت ائمه عليه السّلام از خطا در رأى و نظر رهنمون مىگردد.
آيه ديگرى كه بر مقام عصمت ايشان عليهم السّلام دلالت دارد- چه قبل از تصدّى مقام امامت و چه پس از آن- كه همان عصمت مطلقهاى است كه شيعه آن را بهعنوان شرط اول در مقام ولايت امر مسلمانان مىشناسد، اين آيه است: «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ؛[٢] ستمكاران به عهد من (وديعت الهى) دست نيابند».
امام فخر رازى مىگويد: «روافض به استناد اين آيه در امامت ابو بكر و عمر خدشه وارد كردهاند؛ زيرا آن دو (قبل از اسلام) كافر بودهاند و كافر شايستگى رسيدن به عهد الهى را ندارد؛ بنابراين چه در حال كفر و چه پس از آن اين شايستگى را از دست دادهاند. از اين گذشته، اينان حتى در حال اسلام از ارتكاب گناه عارى نبودند و هر گنهكارى ظالم به نفس خود است».
آنگاه فخر رازى به نقض و رد اين استدلال پرداخته و در پايان افزوده است:
«مراد از امامت در اين آيه، اعم از نبوت [و امامت] است؛ پس هركس يك چشم بر هم زدن به خدا كفر بورزد، شايسته اين مقام بلند نخواهد بود».[٣]
آيه سوم نيز بر شرط عصمت پيشواى امت دلالت دارد. طبق اين آيه، شايسته پيشواى مسلمانان نيست كه هيچگاه در فهم شريعت، در تمام جوانب آن، به ديگرى مراجعه نمايد و بايد خود از خطا مصون باشد. اين ديگران هستند كه بايد در تمامى مسايل خود- در اصول و فروع دين- به او مراجعه نمايند. بنابراين امام بايد صلاحيت پاسخگويى كامل به تمام مسايل شريعت را داشته باشد. چه مسايل
[١] . التبيان، ج ٣، ص ٢٧٣.
[٢] . بقره ٢: ١٢٤.
[٣] . تفسير كبير، ج ٤، ص ٤١ و ٤٢( مسأله چهارم).