تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٣ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
كرده بودند و از ديدار آن حضرت كراهت داشتند. با اين حال، چگونه پذيرفتنى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شخصيت ارجمند خويش را با درخواستى كه ذلت و كوچكى در پى دارد، در معرض خوارى و خردى قرار داده باشد؟ هرگز چنين كارى شايسته روح بلند و غيرت فراوان او نيست؛ چنانكه سبط شهيدش فرمود: «ذلت از ما دور است. خدا و رسول و مؤمنان و دامنهاى پاك و پاكيزه و غيرتمندان و بلندطبعان آن را بر ما ناروا مىشمرند».[١]
امّا كاش طبرى آنچه را بهعنوان دليل بر انتخاب معناى موردنظر خود آورده است ذكر نمىكرد؛ چون در حدّ او نبود كه درباره ادبيات سخن بگويد. سخن گفتن درباره ادبيات، سزاوار جار اللّه زمخشرى است كه خلاف رأى او را اختيار كرده و راهى بس پاك و پيراسته و شريف برگزيده و آيه را به نحو وافى شرح داده است.
جماعتى از مفسران محقق و صاحبنظر نيز، رأى او را اختيار نمودهاند.
زمخشرى مىگويد: «معناى آيه «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» چيست؟» آنگاه خود چنين پاسخ داده است: «قربى؛ مكان قرار گرفتن مودّت و مقرّ آن است؛ چنانكه مىگويى:
«لي في آل فلان مودّة؛ مرا در ايشان مودّت است». «لي فيهم هوى و حبّ شديد؛ مرا در ايشان ميل و محبت شديد است» و مقصودت آن است كه آنان را دوست دارم و آنان، مكان و محل محبّت و دوستى منند. و «في» متعلق به مودّت نيست؛ چنانكه اگر بگويى: إلّا المودّة للقربى، لام چنين است. «في» متعلق به محذوفى است كه ظرف متعلق به آن است؛ چنانكه مىگويى: «المال في الكيس؛ مال در كيسه است».
تقدير آيه چنين است: «إلّا المودّة ثابتة في القربى و متمكّنة فيها»؛ و «قربى» مصدر است مثل «زلفى» و «بشرى» و بهمعناى قرابت است و مراد از آن، بودن در ميان اهل قربى است». نيز مىگويد: «روايت كردهاند وقتى اين آيه نازل شد، پرسيدند: يا رسول اللّه، نزديكان شما كه دوستى آنان بر ما واجب شده است، كيانند؟ فرمود:
على و فاطمه و دو فرزند ايشانند». آنگاه روايات معتبرى در اين زمينه آورده است.[٢] خداوند از طرف دودمان پيامبر به او پاداش خير عطا فرمايد.
[١] . سيد عبد الرزاق مقرّم، المقتل، ص ٢٥٠.
[٢] . الكشاف، ج ٤، ص ٢١٩ و ٢٢٠.