تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٣ - فصل سوم تصريحات بزرگان شيعه
شايسته استدلال به آن نيست يا مجعول است و نشانههاى جعل و وضع از سيماى آن هويداست و يا جزو احاديث غريبى است كه مايه شگفتى است.
اما در مورد احاديث صحيح، مىگوييم مقصود از آنها تأويل و تفسير است؛ به اين معنا كه تحريف در معنا انجام يافته است نه در لفظ و عبارت.
تفصيل اين مسأله محتاج تأليف كتابى است مستقل و جامع كه تاريخ قرآن و مراحلى را كه در طول قرنها با آن روبهرو بوده است بيان كند؛ نتيجه چنين تحقيقى بهطور خلاصه آن است كه قرآن منزل همين كتاب موجود بين الدفّتين است، نه افزايشى در آن صورت پذيرفته است و نه كاهشى در آن رخ داده است و اختلاف در قرائات امر حادثى است كه در نتيجه اختلاف اجتهادات قاريان حاصل آمده است بىآنكه با وحى قرآنى كه توسط جبرئيل بر قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شده ارتباطى داشته باشد».[١]
علامه سبحانى براى من نقل كرد كه سرور و استادمان مسأله رد تحريف قرآن را در مجلس درس با تمام شور و حماسه مطرح ساخته و بر گروهى اندك از اخباريان كه مدعى تحريف قرآن شدهاند با لحنى تند و سخت تاخته است.
حضرت استاد در جايى ديگر گفتارى مبسوطتر و با لحنى شديدتر در رد پندار تحريف دارد. ايشان در اثبات حجيت ظواهر قرآن در رد سخن كسانى كه به خاطر وقوع تحريف در قرآن و در نتيجه راه يافتن اجمال در آن، منكر حجيت ظواهر قرآنند چنين آورده است: «صغراى اين ادعا (قرآن دچار تحريف شده) و كبراى آن (وقوع تحريف مستلزم انكار حجيت ظواهر قرآن است) مخدوش مىباشد. صغرى بدين جهت مردود است كه وقوع تحريف در قرآن همانگونه كه مذهب دانشمندان محقق عامه و خاصه است بهطور جدى مردود است و اگر خواهان گفتارى در اين زمينه هستى به مقدمه تفسير آلاء الرحمان از مرحوم علامه بلاغى مراجعه كن.
در توضيح بيشتر اين مطلب بايد گفت: اگر امر چنان است كه صاحب كتاب فصل الخطاب محدث نورى پنداشته است؛ همو كه كتابهايش نه مفيد علم است
[١] . تهذيب الاصول، تقريرات درس امام به قلم علامه سبحانى، ج ٢، ص ١٦٥.