تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٦ - ٦ عرضه روايات بر قرآن
در پاسخ به اين اشكال بايد بگوييم: گويا مدعى به موضع «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ» توجه نكرده است؛ زيرا باطلى كه ممكن است به قرآن راه پيدا كند، توسط تحريفكنندگان [و از ميان پيروان قرآن] قابل انجام است؛ همانان كه قرآن را پارهپاره مىسازند.[١] اما تناقض و تكاذب احكام و اخبار قرآن باطلى است كه از داخل قرآن امكان سربرآوردن دارد، كه آيه «وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً؛[٢] اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مىيافتند» آنرا هم نفى كرده است و بدين علت است كه مفسران بالاتفاق مىگويند: صريحترين آيه بر نفى احتمال تحريف قرآن، آيه نفى باطل است. به استناد اين آيه، هرگز دست تغييردهندهاى به قرآن راه نمىيابد.
٦. عرضه روايات بر قرآن
از جمله دلايل بر رد شبهه تحريف مسأله عرضه احاديث بر قرآن است. طبق اين مبنا هر روايتى كه موافق قرآن باشد صادق و هر روايتى كه مخالف قرآن باشد كاذب است. امام صادق عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكند كه: «بر هر حقى حقيقتى و بر هر صواب نورى است؛ هر آنچه موافق كتاب خداست بدان عمل كنيد و هر آنچه مخالف آن است رهايش سازيد».[٣]
از دو نظر عرضه حديث بر قرآن با احتمال تحريف در قرآن بهطور كامل منافات دارد:
اول اينكه معروض عليه مىبايست قطعى باشد؛ زيرا مقياس و فارق بين حق و باطل است و مقياس نمىتواند شكبردار باشد؛ بنابراين اگر روايات تحريف به قرآنى كه در آن احتمال تحريف داده مىشود، عرضه شود عرضه كردن بر مقياس مشكوك است و نتيجه آن دور باطل است و اگر بر آياتى عرضه شود كه در آن احتمال سقوط داده نشده است، آن آيات با روايات تحريف مخالفت دارد؛ نظير آيه
[١] . اشاره به آيه شريفه« الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ». حجر ١٥: ٩١.
[٢] . نساء ٤: ٨٢.
[٣] . الكافى، ج ١، ص ٦٩، باب الأخذ بالسنّة و شواهد الكتاب.