تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩ - مسأله انساء(به فراموشى انداختن)
نيست و حق آن است كه چنين چيزى جايز نيست».[١]
مسأله انساء (به فراموشى انداختن)
پندار ديگرى در اين زمينه وجود دارد كه در تكلف و ساختگى بودن، شبيه مسأله نسخ تلاوت است. مىگويند: پارهاى از آيات از دلها فراموش شد بهگونهاى كه يادى از آنها در دلها و ذهنها نمانده است. اين مسأله، مانند مسأله نسخ تلاوت است- كه پيش از اين درباره آن سخن گفتيم- و آنان بدين وسيله مىكوشند رواياتى را كه در پندار ايشان صحيح نموده شده و بر ضايع شدن بسيارى از آيات قرآن- پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله- حكايت دارد، حل نمايند.
جلال الدين سيوطى از عمر بن خطاب نقل كرده است كه «او خطاب به عبد الرحمان بن عوف گفت: آيا اين آيه از جمله آيات نازل شده نبود: «أن جاهدوا كما جاهدتم اوّل مرّة؛ همانگونه كه نخستينبار جهاد نموديد به جهاد برخيزيد»؛ پس چرا آنرا در قرآن نمىيابيم؛ ابن عوف گفت: از جمله آيات ساقط شده است.
هم او به ابىّ بن كعب گفت: آيا اين آيه را جزو آيات قرآن قرائت نمىكرديم «إنّ انتفائكم من آبائكم كفر بكم؛ نفى شما از پدرانتان كفر است»؟ ابىّ گفت: آرى؛ سپس پرسيد: آيا «الولد للفراش و للعاهر الحجر؛ فرزند به بستر تعلق دارد و براى زناكار سنگ است» را كه اينك در قرآن نمىيابيم، قبلا نمىخوانديم؟ ابىّ پاسخ داد: آرى، و از اينجا بود كه عبد اللّه بن عمر مىگفت: شايسته نيست شما بگوييد همه قرآن را دريافت نموديم؛ زيرا كسى چه مىداند همه قرآن چه بوده است؛ در جايى كه بسيارى از آن ضايع شده است».[٢]
عايشه مىگويد: «سوره احزاب در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در دويست آيه تلاوت مىشد؛ اما وقتى عثمان مصاحف را نگاشت، فقط آيات موجود كنونى را در آن يافتيم».[٣] هم او پيرامون آيهاى كه به گمان او درباره رضعات وارد شده است مىگويد: «پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رحلت كرد و اين آيات مانند ديگر آيات قرآن خوانده
[١] . فتح المنان، ص ٢٣٠- ٢٢٣.
[٢] . الدر المنشور، ج ١، ص ١٠٦.
[٣] . سيوطى، الاتقان، ج ٣، ص ٧٢.